سبك زندگي جهادي در گفت‌وگو با يكي از فعالان گروه جهادي عمار

 
«جهاد» را تا رفع تمامي محروميت‌ها ادامه مي‌دهيم
صغري خيل‌فرهنگ
 
شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۰

چه نيك فرمود امام خامنه‌اي كه «خدمت به مردم را كه از بزرگ‌ترين عبادات است، سرلوحه همه كارهاي خود قرار دهيد» با توجه به اين پيام رهبري تكليف و اهميت كار جهادگران و رزمندگان عرصه عمل بر همگان روشن شده و حجت بر فعالان اين عرصه تمام مي‌شود. جوانان جهادگري كه مسير حركتشان با اتكا به همان همت والايي است كه سال‌ها پيش حاج عبدالله والي درعرصه جهادي پيش گرفت و اينك اين جوانان ادامه‌دهنده همان راه هستند. همه اميد اين رزمندگان جهادي نيز هم به دعاي خير امام خامنه‌اي است كه فرمود: «بنده شبانه‌روزي نمي‌گذرد كه شما جهادگران را دعا نكنم و اين به خاطر ايمان شماست و آن را حفظ نماييد» و اينجاست كه عنصر اصلي حركت جهادگران مي‌شود ايمان كه تبلورش در حركت‌هاي جهادي شكل مي‌گيرد. براي آشنايي اندكي از سرچشمه همت اين فعالان جهادي با حامد ميرآبادي از جوانان بسيجي و از نخبه‌هاي گروه جهادي عمار به گفت‌وگو نشسته‌ايم كه از نظرتان مي‌گذرد.

در ابتدا ضمن معرفي خودتان برايمان بگوييد كه اصلاً چرا عضو گروه‌هاي جهادي شديد؟ 

من حامد ميرآبادي متولد ۱۳۶۷ هستم. فعاليت‌هاي جهادي خود را هم همراه گروه جهادي عمار، از تابستان ۱۳۹۰ بابل و نوروز سال ۱۳۹۱ در كرمان آغازكردم.
در طول دوران انقلاب از بدو پيروزي تا به امروز هر عرصه‌اي كه نياز به فعاليت جهادگري بوده است بسيج و رهروان بسيجي روح‌الله(ره) در صفوف اول بوده‌اند. در زماني جهاد، اسلحه به دست گرفتن بود و در زماني ديگر جهاد سازندگي و جهاد علمي تداوم همان مسير است. تفاوتي ميان اين سه ابزار نيست، بلكه اين تفكر حركت‌هاي جهادي است كه مهم است. براي همين زماني كه نياز به هر فعاليتي باشد بايد به عنوان يك فرد انقلابي مسلمان و يك ايراني به سمت ميادين شتافت. من هم اگر خدا قبول كند، به جمع پر شور جهادگران پيوستم؛ تا آنجا كه در توان دارم دراين عرصه به مناطق محروم و كم‌برخوردار كشورم خدمت نمايم. 

مايليم از گروه جهادي عمار بيشتر بدانيم. 

گروه جهادي عمار در ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۹با هدف تبيين منويات امام خامنه‌اي در دانشگاه جامع علمي كاربردي شروع به فعاليت كرد. عماريون گروهي از جوانان با همت و خوش فكرند كه با توسل به خداوند و با لبيك نداي مقتداي خويش حضرت امام خامنه‌اي در سال ۸۹ فعاليت خود را آغازكرده‌اند. اين گروه توانسته است كه در سال۱۳۹۰ با اتكا به رهنمود‌هاي امام خامنه‌اي و با عنايت و لطف خداوند در استان مازندران، در شهرستان بابل به دو روستاي محروم افراسي وكنسلو آبرساني نمايد و در ادامه فعاليت خود در تابستان ۱۳۹۱در استان مازندران، شهرستان بابل و بخش بند پي‌شرقي به شش روستاي ليسه، افراسي، ترسو، سيپرون، كريسنو و دنگچال با خط انتقالي به طول ۲۰كيلومتر آبرساني كند. بحمدالله با توجه به اين اقدام جهادگران مشكل بي‌آبي در اين مناطق محروم بر طرف شده است. 

آيا به‌رغم سختي كار، كمبود امكانات و دشواري راه و سفر، دوباره با گروه‌هاي جهادي همراه خواهيد شد؟ چرا؟ 

دليل تشكيل اين حركت‌ها و گروه‌ها نياز جامعه ما و حتي جامعه جهاني به يك چنين حركت‌هايي است. اين حركت‌ها باعث ريشه‌كن شدن فقر مادي و فرهنگي مي‌شود و بايد در تمامي دوران به اجرا در بيايد. مردم فقير در تمام طول تاريخ وجود داشته‌اند و اين وظيفه هر انساني است كه به نجات همنوع خود بشتابد و ما نيز با پذيرفتن اين سختي‌ها در فكر خشنود‌سازي خداوند تبارك و‌تعالي هستيم و از اين سختي‌ها لذت مي‌بريم. به فرموده امام صادق عليه السلام مبني بر اينكه «راه رفتن يك مسلمان براي رفع حاجت يك مسلمان ديگر از ۷۰ بار طواف خانه خدا برتر است» هرچند ادامه راه با مشكلات عديده‌اي همراه خواهد بود اما جهاد بدون سختي و كمبود‌ها براي ما بدون لذت است. هر چه سختي كار بيشتر باشد جهاد براي رزمندگان اين عرصه بهتر به دل خواهد نشست. تا جايي كه ديگر نيازي به چنين حركت‌هايي نباشد و فقط زماني اينگونه حركت‌ها متوقف مي‌شوند كه ديگر محرومي در دنيا باقي نمانده باشد و آن زماني است كه دولت يوسف زهرا(س) روي زمين حاكم باشد. 

به نظر شما اثرگذاري حركت‌هاي جهادي در سايه فعاليت‌هاي خودجوش مردمي بيشتر است يا با ورود سازمان‌هاي دولتي؟ 

فعاليت‌هاي بسيج و اين چنين حركت‌ها از جمله فعاليت‌هاي مردمي است و مردم بايد در آن حضور مستقيم داشته باشند. اگر دولت در اينگونه فعاليت‌ها دخالت مستقيم داشته باشد ديگر اين حركت‌ها مردمي نخواهد بود و باعث فرهنگ‌سازي و تأثير بيشتر بر مردم نمي‌شود. يك جهادگر نبايد توقع زيادي داشته باشد و به اميد مسئولان كار جهادي را كنار گذاشته يا به كندي در اين زمينه فعاليت نمايد. از آنجايي كه حركت‌هاي جهادي در سايه فعاليت‌هاي خودجوش پررنگ‌تر است، افرادي از جنس خود مردم زجر كشيده كه شرايط محروميت رادرك مي‌كنند و با شرايط مناطق كم‌برخوردار آشنا هستند حاميان خوبي براي اين حركت‌ها خواهند بود. زيرا در راستاي اهداف خود دولت، داوطلبانه وارد ميدان عمل شده‌اند اما از طرفي نمي‌توان از نقش مسئولان هم غافل ماند. به عبارت ديگر مسئولان، جهادگران و مردم سه ضلع مثلثي هستند كه سبب افزايش روحيه اعتماد به نفس در جامعه و اجرايي شدن حركت‌هاي جهادي مي‌شوند كه در ادامه با تفكر جهادي كشور را به نقطه مطلوب مي‌رسانند. 

اصلي‌ترين خصوصيت يك فعال جهادي را در چه مي‌دانيد؟ 

اصلي‌ترين ويژگي جهادگر واقعي اخلاص دركار است. توكل به خدا و مقاومت در برابر نااميدي‌هايي كه در مسير جهاد ممكن است با آن درگير باشند براي يك فعال جهادي امتياز محسوب مي‌شود اما به طور كلي بصيرت و صبر از ويژگي‌هايي است كه براي يك جهادگر لازم به نظر مي‌رسد و كار جهادي بدون اين ويژگي‌ها معنا ندارد. 

حضور فعالان جهادي و اقدامات محروميت‌زدايي در مناطق كم‌برخوردار چه تأثيري در ميان مردم و به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟ 

حركت‌هاي جهادي حركتي خداپسندانه است و انسان را به اين فكر وا مي‌دارد كه در مقابل همنوع خود چه وظيفه‌اي دارد. جوانان ايران از بهترين جوانان هستند و اگر لذت شركت در اين حركت‌ها را بدانند قطعاً در آن شركت مي‌كنند. ما بايد تأثيرات اين حركت‌ها را به آنان بشناسانيم، آن وقت است كه تأثيرش را بر جوانان مي‌بينيم. اولين مسئله‌اي كه بايد به آن اشاره كنم همان بحث خودسازي است. برخي بر اين باورند خدماتي كه به مناطق محروم از طريق اين حركت‌ها ارائه مي‌شود چندان قابل توجه نيست، چراكه انجام يك كار عمراني يا كشاورزي و... تحول چنداني را در منطقه ايجاد نمي‌كند اما حضور جوانان در ميان مردم مناطق محروم و لمس كردن محروميت از نزديك، نگاهشان را به دنيا و نعمت‌هاي موجود در آن عوض مي‌كند. به فرموده رهبري حضور يك جوان جهادگر در بين روستاييان مظهر مجسم آيه‌هاي قرآن است. در برخي مناطق همين كه مردم مشاهده نمايند عده‌اي دانشجو يا محصل از زندگي عادي خود فاصله گرفته‌اند تا براي بهبود معيشت آنها تلاش كنند از اين حركت انرژي مضاعفي براي فعاليت‌هاي شخصي خود دريافت مي‌كنند. اگرچه بايد مراقب بود كه نتيجه اينچنين باشد نه به نحوي كه موجب سستي آنها شود. 

با توجه به تأكيدات امام خامنه‌اي درباره سبك زندگي ديني، آيا مي‌توان به ترويج و تبيين سبك زندگي در اردوهاي جهادي اميدوار بود؟! 

سبك زندگي جهادي براي همه فعالان اين عرصه با تمام مشكلات و كمبودها زيبا و آموزنده است. بهترين كار تفكري اسلامي مبتني بر نگاهي ديني است كه بايد جوانان بدانند كه كساني همچون رسول خدا(ص) و علي‌بن‌ابيطالب(ع) اينگونه زندگي و به جامعه خود خدمت مي‌كردند و چه الگويي بالا‌تر از اين بزرگواران و فرزندانشان. ما بايد الگو‌هاي اصلي خود را كه همانا اوليا و انبياي الهي هستند به مردم مناطق محروم آنان بشناسانيم تا جوانان از آنان پيروي كنند. مسلماً در ارتباط با مردم روستا‌ها كمبودها و به نوعي ساده‌زيستي كه در زندگي ائمه هم شاهد آن بوديم بيشتر جلوه خواهد كرد. جهادگران در دانشگاه جهادي سبك زندگي جهادي را مي‌آموزند و از آن عبرت مي‌گيرند و زندگي خود را براساس آن برنامه‌ريزي و پي‌ريزي مي‌نمايند. يكي از اصلي‌ترين اهداف اردوي جهادي تأثير بر فعالان اين عرصه است. مخصوصاً افرادي كه در آينده‌ دور يا نزديك سكانداران اين نظام و مديران آينده خواهند بود، پس بهتر آنكه با سبك زندگي جهادي آشنا شده و آن را از اصول زندگي خود قرار دهند. همچنين مردم مناطق محروم نيز با ديدن جهادگران الگوي سالمي از سبك زندگي ديني دريافت مي‌كنند. 

جهادگران بيشتر در چه زمينه‌ها و محروميت‌هايي وارد عمل مي‌شوند؟ 

از جمله امكاناتي كه بيش از هر چيز ديگر بايد در مناطق محروم مورد توجه قرار بگيرد، بحث فرهنگي است. فقر در اكثر مناطقي كه بنده مشاهده نمودم فقر فرهنگي است، امكانات بايد متناسب اين نياز باشد. علاوه بر اينكه نبود شغل مناسب در برخي مناطقي كه از لحاظ منابع طبيعي فوق‌العاده غني هستند معضل اصلي جوانان آن مناطق است اما به هر ترتيب اردو‌هاي جهادي در بخش‌هاي كشاورزي، دامپزشكي، عمراني، فرهنگي و پزشكي فعاليت مي‌كنند و به مناطق محرومي كه قبلاً توسط كارشناسان گروه شناسايي شدند، سفر مي‌كنند. مناطقي كه انتخاب مي‌شوند به مسائل اصلي زندگي آنان رسيدگي مي‌شود تأثيرات بسزايي در محروميت‌زدايي دارند، فرض كنيم اگر تمام مردمي كه در كشور توان شركت در اردو‌ها را دارند اگر يك بار در اردو‌ها شركت كنند چه اتفاقي مي‌افتد در اين صورت ديگر اثري از فقر و محروميت به جاي نمي‌ماند. 

اصولي را كه گروه‌هاي جهادي بايد براي اقدام مؤثر به آن پايبند باشند را چه مي‌دانيد؟ 

در درجه اول ايمان و توكل به خداست كه راهگشاي هر حركتي است. بعد از آن براي مؤثر‌تر واقع شدن حركت‌ها تخصص در زمينه‌هاي فعاليتي است كه باعث رشد و پويايي هرچه بيشتر هر حركت و فعاليتي مي‌شود. هر جهادگر بايد بداند كه خادم مردم است و مستضعفين ولي نعمت او. بنابر اين بيش از اينكه مردم از فعاليت او بهره‌مند شوند، جهادگر از خدمت خود، نفع شخصي مي‌برد. اين تفكر ابتدايي است. 

حرف آخر. 

انسان‌ها با تجربه هر كاري، درسي در زندگي مي‌آموزند و من در فعاليت خود در حركت‌هاي جهادي آموختم كه لذت كمك به ديگران و همنوعان از هر لذتي بالا‌تر است، چون از اين مسير است كه انسان تبديل به انسان كامل مي‌شود و نزديك‌تر از هر زمان به معبود و خالق خود. هيچ پاداش و لذتي از تقرب‌الي‌الله لذت‌بخش‌تر نيست. ما در اين حركت‌ها فرهنگ قناعت را مي‌چشيم و مي‌فهميم كه زندگي‌هاي ديگر با وجود كمي و كاستي چه مشكلاتي را در بردارد اما با وجود ناملايماتي كه در مسير جهادي شاهد هستيم و افرادي كه انتظار همكاري از آنها داشتيم، در اين زمينه كوتاهي‌هايي كرده‌اند به فعاليت‌هاي جهادي خود تا رفع كامل محروميت‌ها جدي‌تر و محكم‌تر ادامه مي‌دهيم. زيرا ما درس ارادت خود به ولايت را از جهادگراني چون مرحوم حاج عبدالله والي آموخته‌ايم و به لطف خدا اين حركت‌ها زمينه‌ساز ظهور حضرت مهدي(عج) خواهند شد.

چند و چون اردوهاي راهيان نور در گفت‌وگوي «جوان» با نادر اديبي، دبير ستاد مركزي راهيان نور

 
حضور در مناطق عملياتي در فهرست سفرهاي 4 ميليون ايراني
صغري خيل فرهنگ
 
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۵۱
اردوهاي راهيان نور به همت دلسوزان عرصه دفاع مقدس، تقريباً در تمامي فصول سال جريان دارد. اين خود نشان از توجه عموم مردم به اين حركت فرهنگي و معنوي دارد كه ما را بر آن مي‌دارد تا هر از گاهي براي آشنايي با اين حركت‌ها و تأثير راهيان نور در بين جوانان و نسل سومي‌ها دفتر اين مجموعه عظيم و معنوي را ورقي بزنيم، در واقع راهيان نور تداوم دفاع مقدس است كه چندي پيش دشمنان با دلايل واهي و پوچ چون حادثه تصادف دانش‌آموزان بروجني كمر به تعطيلي و حذف اين حركت بسته بودند اما حقيقت اين است كه اگر بخواهيم هجمه‌هاي دشمن را در جنگ نرم پاسخي در خور بدهيم، بايد جوانانمان را با ارزش‌هاي دفاع مقدس آشنا نماييم، لذا از آنجا كه راهيان نورسنگري است مستحكم براي مقابله با هجمه‌هاي جنگ نرم دشمن كه بايد تداوم داشته باشد. براي آشنايي با اين حركت عظيم معنوي پاي صحبت نادر اديبي ستاد مركزي راهيان نور نشستيم كه خود وي به عنوان يك جانباز ورزمنده اولين حضورش در دفاع مقدس به سال ۱۳۶۰و سوسنگرد بازمي‌گردد.

براي شروع از تاريخچه راهيان نور و حضور در كربلا‌هاي ايران برايمان بگوييد.
مدت‌زمان زيادي است كه راهيان نور كار خودش را آغاز كرده و سابقه حركت‌هاي راهيان نور به دوران دفاع مقدس و مناطق عملياتي بازمي‌گردد. ما در دوران دفاع مقدس، يعني از سال ۱۳۶۴ به نوعي كاروان‌هاي راهيان نور را داشتيم. خانواده شهيدان در جبهه‌ها حضور پيدا كرده و به رزمندگان سر‌كشي مي‌كردند. در كنار خانواده شهدا ائمه بزرگوار جمعه و مسئولان هم بودند. هرچند به خطوط اول و خط مقدم نمي‌رفتند اما بيشتر در مناطق آزاد شده‌اي چون فتح‌المبين و خرمشهر و... حضور پيدا مي‌كردند.
مدتي بعد راهيان نور شكل و روند جدي پيدا كرد. با توجهي كه امام خامنه‌اي به اين امر داشتند، تمام تلاشمان بر هرچه بهتر برگزار شدن اين فريضه بود. حضرت آقا هر چند سال يكبار به سفرهاي استاني مي‌روند، البته به جز مشهد كه سالي يكبار براي زيارت به آنجا مي‌روند. كمتر نقطه يا استاني را پيدا مي‌كنيد كه آقا چند بار آنجا حضور يابند اما در مناطق عملياتي و يادمان‌ها حضرت آقا چند باري حضور داشتند و بركت حضور ايشان باعث رونق اين مناطق شده است. ايشان در يكي از سال‌هاي حضورشان در راهيان نور اين حركت را نوعي قدرشناسي ملت ايران دانستند و فرمودند: «اجتماع عظيمي كه در اين منطقه برجسته تاريخي تشكيل شده نشانه بزرگي از قدرشناسي ملت ايران است. از اطراف كشور، مردان، زنان، پيران و جوانان كه به اين نقطه و ديگر نقاطي كه در تاريخ جنگ تحميلي نقاط برجسته و فراموشي نشدني بوده‌اند شتافته‌اند و در حقيقت ياد آن جوانان، رزمندگان، دلاوران و مؤمناني را كه كشور و تاريخ و ملت ما همواره مديون آنهاست، گرامي داشته‌اند.»

درباره آخرين آمار و اطلاعات حضور علاقه‌مندان در مناطق عملياتي دفاع مقدس برايمان بگوييد.
ما از ۴۰۰ هزار نفر زائر در سال ۱۳۸۸- ۱۳۸۷، به يك ميليون و۴۰۰ هزار نفر رسيده‌ايم و اين تعداد درسال ۱۳۸۹- ۱۳۸۸به يك ميليون و ۸۶۰ هزار نفر و در سال ۱۳۹۰- ۱۳۸۹ به ۲ ميليون و۹۳۴هزار نفر رسيده است. اين آمار در سال ۱۳۹۰- ۱۳۹۱ به ۳ ميليون و۹۳۷هزار يعني حدود ۴ميليون نفر رسيده است. سال ۱۳۹۱ نيز سالي بود كه يادمان‌هاي دفاع مقدس گسترش يافته و ايلام، كرمانشاه، كردستان و آذربايجان غربي به مناطق راهيان نور افزوده شد. خود اين ارقام نشانگر علاقه‌مندي مردم به معارف دفاع مقدس و شهداست كه توانسته به خوبي جاي خود را در ميان مردم پيدا كند. توجه مردم به عمق و اثربخشي فرهنگي راهيان نور بيشتر شده و اين خود كمك بزرگي است كه مردم بايد با فرهنگ و معارف انقلاب و دفاع مقدس آشنا شوند. بحمدالله اكنون مي‌توان گفت سفر به مناطق عملياتي و راهيان نور در ليست مسافرت‌هاي بيش از ۴ ميليون نفر از مردم كشورمان قرار گرفته و اين ارقام همچنان رو به رشد است. راهيان نوري كه از جنوب شروع و به سمت غرب و شمال غرب هم كشيده شده و در حال توسعه است.

با توجه به قرار داشتن در ايام ماه فروردين از لحظات سال نو در مناطق عملياتي بگوييد، اين لحظات در بين زائران چگونه سپري مي‌شود؟
پنج روز اول فروردين در برخي نقاط يادماني دفاع مقدس، شاهد حضور بيشترين زائر هستيم. در تحويل سال ۱۳۹۱، ۶۰ هزار زائر در راهيان نور حضور داشتند. اين آمار خوبي است براي مردمي كه تمايل دارند در بهترين لحظات زندگيشان در كنار فرزندان خودشان باشند. هنگام تحويل سال، مراسمات ويژه‌اي داريم، لحظه تحويل سال از تلويزيون‌هاي مستقر پخش مي‌شود و سفره هفت‌سين خاص دفاع مقدس با توجه به همان تجهيزات دفاع مقدسي چيده مي‌شود و همراه با زمزمه دعاهاي زيارت عاشورا در مشهد شهداي شلمچه يا در مزار شهداي هويزه، دوكوهه يا نقاط ديگر با همان حال و هواي معنوي، زائران سال نو را تحويل مي‌كنند. اين حضور در لحظه تحويل سال نو در مشهد شهداي ايران‌زمين نشانگر عمق ويژه توجه و نگاه مردم به شهدا و حوادث عظيم دفاع مقدس است كه با يك عشق خاصي به دنبال وقايع و شخصيت‌ها هستند.

گذشته از ايام سال نو، پيك كاري راهيان نور در چه ماه‌هايي از سال است؟
در حال حاضر راهيان نور مرتبط با نوروز نيست، در طول سال اين سفر‌ها برگزار مي‌شود و بحمدالله از استقبال خوبي هم بر خوردار است. راهيان نور از اواخر اسفند و اوايل فروردين عبور كرده و در طول سال امكان‌پذير شده است. شايد در شرايطي محدوديت جوي داشته باشيم. اگر هوا گرم باشد، باز زيارتگاه‌هاي ما در خوزستان امكان پذيرش دارند. در غرب و شمالغرب و... امكانات‌مان هميشگي است. فرآيند سالانه برنامه‌ريزي راهيان نور ما از اوايل ارديبهشت تا آخر فروردين سال بعد است، لذا اين سفرها در طول سال جريان دارد. از مهرماه كه دوره عملي دانش‌آموزان شروع مي‌شود، ما چند سالي است با هماهنگي آموزش و پرورش، همراه برادران سپاه، بسيج دانش‌آموزان را به راهيان نور آورده‌ايم و آنها در اين فرآيند حضور دارند. هدف ما هم اين است كه اين عزيزان را هر چه بهتر با فرهنگ دفاع مقدس آشنا كنيم اما پيك خاص سفر‌ها مربوط به اسفند ماه و فروردين است كه زائران و مردم و خانواده‌ها با كاروان‌ها يا با خودروهاي‌هاي شخصي خودشان در اين مناطق حضور پيدا مي‌كنند. گرچه اين مناطق شايد چون مناطق و اماكن ديگر و مسافرت‌هاي ديگر خانواده‌ها امكانات رفاهي ويژه نداشته باشد اما خوشبختانه سفر به راهيان نور در سبد مسافرت‌هاي مردم قرار گرفته است. در حال حاضر شما كمترين استاني را مي‌توانيد پيدا كنيد كه مردم خودشان براي مسافرت مانند راهيان نور هزينه نمايند. اين سفر هزينه كمتري نسبت به ساير سفر‌ها دارد و امكانات بسيار خوب با خدمات رفاهي مناسب فراهم شده تا مردم به راحتي از اين فضاي معنوي بهره‌مند شوند و دغدغه‌اي براي اسكان و تغذيه نداشته باشند اما ما همچنان در تلاش هستيم تا توسعه لازم را ايجاد كنيم و آمادگي پذيرش را افزايش دهيم.

خادمين و راويان راهيان نور چطور سازماندهي مي‌شوند؟
در بحث خادمين راهيان نور هم بايد بگويم كه اين فرآيند با سازماندهي شبكه مركزي خادمين صورت مي‌گيرد كه بسيار سازماندهي با بركتي است. شبكه مركزي خادمين در خدمت و كنترل سازمان بسيج است كه مجموعه‌اي به نام كوله‌بار كار سازماندهي را بر عهده دارد. با توجه به سياستگذاري كميته خادمين در ستاد مركزي راهيان نور كه وظيفه هدايت مجموعه خادمين رابر عهده دارد، چند هزار نفر از بين مردم و جوانان طلبه، دانشجو و... در سايت كوله‌بار ثبت‌نام و از بين آنها ۴ هزار نفراز خادمان انتخاب شده و آموزش مي‌بينند، سپس در يادمان‌ها مستقر و براي خدمت‌رساني به زائران مهيا مي‌شوند. ثبت‌نام با كوله‌بار بر اثر نيازمندي يادمان‌هاست و بعد از گزينش و آموزش در يادمان‌ها حضور پيدا مي‌كنند. در بحث روايتگري هم كه ۱۳ هزار و ۵۰۰ راوي دفاع مقدس و جوان داريم كه در سه سطح هستند. در سطح ۳ داخل خودرو و قطار بر اساس آموزش و دوره‌هايي از روي كتاب مقتل‌خواني مي‌كنند. حقايق دفاع را به مخاطب آن طور كه بايد به مخاطبان منتقل مي‌كنند. بخش دوم راويان مستقر در زيارتگاه است كه عموماً از رزمندگان دفاع مقدس هستند ولي به صورت تخصصي در يك زيارتگاه يا دو زيارتگاه برنامه دارند. سطح بعدي راويان از فرماندهان دفاع مقدس هستند كه اشراف كامل روي روايت دارند. حضور خادمان و استقبال جوانان يكي از بركات راهيان نور است. از آنجايي كه عشق آنها به شهدا زياد است، در اين مسير تربيت و عمق مفاهيم دفاع مقدس و انقلاب را درك مي‌كنند، لذا كادر مديريتي مناسبي تربيت مي‌شوند كه آينده كشور در دست آنها قرار مي‌گيرد، يعني مسئولان آينده كشورمان از جواناني خواهند بود كه اگر چه جنگ و پس از آن را آنطور كه بايد نديده‌اند اما در همين مكتب رشد يافته و تربيت شده، ديد و نگاه معنوي و وابستگي به فرهنگ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس پيدا كرده‌اند. كاروان‌هايي كه به راهيان نور مي‌آيند يا سازمان نهاد هستند يا بخشي هم به شكلي خود‌جوش كه خودشان با خودرو‌هاي شخصي مي‌آيند. در خوزستان اين امكان وجود دارد كه خودروهاي شخصي معرفي و در بحث اسكان، تغذيه و اهداي بسته‌هاي فرهنگي و دريافت خدمات سازماندهي شوند. اگر خدايي نكرده حادثه‌اي پيش بيايد همه موارد با وسواس و حساسيت خاصي پيگيري مي‌شود. بيمارستان‌هاي خوزستان آماده‌اند تا با مراجعه زائران خدمات‌رساني نمايند و به هر طريق در خدمت مردم باشند تا دغدغه‌اي براي حضور زائران وجود نداشته باشد. بيمه لحظه‌اي هم براي همه حاضران در راهيان نور وجود دارد.

به نظر شما حضور در مناطق عملياتي چه تأثيري بر نگرش جوانان وسبك زندگي ديني‌شان دارد؟
حضور در اين مناطق قطعاً اثرگذاري خود را در سبك زندگي مردم خواهد داشت. سبك زندگي كه در دوران دفاع مقدس شاهد آن بوديم، برگرفته از زندگي پيامبر و اهل‌بيت(ع) است. در طول جنگ اقوام مختلف در يك چادر زندگي مي‌كردند، مي‌جنگيدند، براي هم جان مي‌دادند اما كوچك‌ترين در‌گيري در بين آنها ديده نمي‌شد. با حضور در اين مناطق مي‌آموزيم كه بايد با نگاه به زندگي ائمه زندگي خود را ساخته و ادامه بدهيم. منطقه عملياتي راهيان نور جايي است براي قياس با يك جريان ناب زلال و پيشرفته اسلامي كه در دوران جنگ اتفاق افتاده و بي‌شك اثرات خود را مي‌گذارد. ذات مردم ايران به دنبال خلوص و پاكي است. مردم شيعه هميشه فضايي را جست‌وجو مي‌كنند كه بهترين‌ها را پيدا كنند. نگاه كرده و عبرت بگيرند. مردم در مسير سفر به شخصيت‌ها و دلبستگي‌هايشان و جدا شدن از اينها مي‌انديشند و تحولي كه در مردم ايجاد مي‌شود، نمي‌شود قيمتي بر آن گذاشت، شايد با نگاه به فرهنگ دفاع مقدس به تحولي برسند كه در كمتر جايي اين تحول در آنها ايجاد شود.

از نمونه‌هاي عيني تأثير راهيان نور روي جوانان با توجه به عشق و ارادت آنها به فرهنگ دفاع مقدس و انقلاب برايمان بگوييد.
عشق و ارادت مردم ما به فرهنگ انقلاب در حال گسترش است كه بحق امام خامنه‌اي دفاع مقدس را يك گنج ياد كردند. ثمره گرانبهايي در دست است. دفاع مقدسي كه مي‌توان تاريخ را با آن تغذيه كرد. حضور ويژه مردم و انس گرفتن با شهدايي كه نديده‌اند، در طول نوروز به قدري زياد مي‌شود كه به گمان براي عزيز‌ترين و نزديك‌ترين بستگانشان مي‌گريند و از آنها حوائج خود را مي‌گيرند. دشمنان قسم‌خورده ما به دنبال انتقام‌گيري از دفاع مقدس هستند. به همين بهانه به دفاع مقدس، هجمه وارد مي‌كنند. بهترين راه براي اينكه در مقابل دشمنان بايستيم و در جنگ نرم پيروز شويم، بايد جوانان‌مان را با ارزش‌هاي دفاع مقدس آشنا نماييم. از طرفي راهيان نور و شهدا تأثير خودشان را روي جوانان دارد. حضور تعداد زيادي از مردم كه هر ساله هم به تعداد آنها افزوده مي‌شود، خود نشان از تأثير اين سفر‌ها بر جوانان دارد. جوان و نوجواني كه بار اول در اين سفر حضور پيدا مي‌كند و در مرتبه بعدي خانواده خود را به همراه مي‌آورد تا آنها نيز از حظ اين سفر معنوي بهره‌مند شوند. بسياري از جوانان با حضور در اين نقطه راه و مسير زندگي‌شان تغيير يافته است. اين جوانان خود سفيران توانمندي در انتقال و ابلاغ فرهنگ شهادت و دفاع مقدس و جهاد هستند. دلنوشته‌هايي كه از عزيزان زائر به دستمان مي‌رسد نمونه ديگري از تأثير كربلاهاي ايران روي مردم است. به هر شكل بازخوردها و تأثيرات اين سفرها با افزايش حضور مردم در بحث راهيان نور به خوبي درك مي‌شود و ما همه تلاش خود را براي ارائه معارف دفاع مقدس انجام مي‌دهيم.

يكي از تأثيرات راهيان نور درسي است كه جوانان از ايستادگي عليه دشمنان قسم خورده مي‌آموزند، نظر شما در اين رابطه چيست؟
اتفاقات و حوادث سال‌هاي دفاع مقدس وجنگي كه مظلومانه و مقتدرانه رزمندگان ما با آن همه تحريم و فشار دشمنان تا بن دندان مسلح انجام دادند عبرتي براي جوانان است كه بياموزند چگونه مي‌توانند در مقابله با دشمنان اسلام و دين بايستند. در روزهاي جنگ در شرايطي كه حتي كشورهاي ديگر از دادن امكانات ساده‌اي چون سيم خاردار به ما كوتاهي مي‌كردند سربلند مانديم. در آن شرايط مردم وجوانان به ما نشان دادند مي‌توانند با قدرت بايستند. بحمدالله ما در شرايط بدر و خيبر نيستيم. ما با سلاح ايمان و مديريت امام و فرزندانش همچنان مي‌توانيم بر تهديدات و تحريم‌ها فائق آييم. ما در حال حاضر در شرايطي قرار داريم كه ملت، گردنه‌هاي سخت را كنار گذاشته و به مرحله پيشرفت كشور رسيده‌ايم. جوانان با نگاه به دفاع مقدس كمر دشمن را مي‌شكنند. جوانان و نسل سومي‌هاي ما با علم و امكانات بسياري از سدها را شكستند. ما اين پيشرفت را مرهون خون شهدا و بركت آنها هستيم. وقتي مردم و جوانان مناطق را مي‌بينند، هجوم دنيا را مي‌بينند و ايثار و از خودگذشتگي مردان آن روزها را مي‌بينند، درس شجاعت مي‌گيرند. قرار گرفتن در آن فضا، حضور و شنيدن روايات رزمندگان و شهدا دليلي مي‌شود تا زائران خود را مورد بررسي قرار داده و تنظيم مجدد انجام دهند.

گويي دشمن كه بهتر از بسياري از خودي‌ها ارزش كار دفاع مقدس و راهيان نور را مي‌شناسد، تمام همت خود را صرف به تعطيلي كشاندن اين حركت كرده است، براي مقابله با اين انديشه چه بايد كرد؟
دشمنان ما متوجه اثرات عميق راهيان نور روي مردم شده‌اند و مي‌دانند كه اين حركت‌ها وفاداري مردم را به نظام زياد مي‌كند. در پي حادثه اخير دانش‌آموزان بروجني كه دل همه ما را نيز به درد آورد و باعث كشته شدن تعدادي از عزيزان‌مان در مسير راهيان نور شد، دشمنان، بسيار جريان‌سازي رسانه‌اي كردند تا كار را متوقف نمايند. آنها از روي جهل به اين جريان دامن زدند. حادثه‌اي بسيار تلخ بود كه به رغم در نظر گرفتن تدابير امنيتي براي دانش‌آموزان اتفاق افتاد. در حال حاضر هم راهيان نور دانش‌آموزي با همان دقت و شدت در بحث دانش‌آموزان در حال فعاليت است و حضور مردم، جوانان و نسل سومي‌ها نشان از علاقه مردم بر ادامه اين حركت‌ها دارد.

حرف آخر.
امام خامنه‌اي تعبيري دارند كه شهادت، معامله انسان‌هاي زيرك است با خدا، كساني كه دنبال تعالي هستند، دنبال رسيدن به بهتريني كه خدا خلق كرده و آن همان شهادت است، مي‌روند. شهدا هوش كافي را داشتند و به نتيجه هم رسيدند اما كساني كه باقي ماندند، خودشان را محتاج به نگاه شهدا مي‌دانند. اميدواريم مسيري كه مي‌رويم مورد رضايت شهدا باشد و در حفظ دستاوردهايي كه خلق كردند كوتاهي نكنيم. ما بايد از اين پيروزي‌ها و دستاوردهاي شهدا پاسداري كنيم.

گفتگوي «جوان» با حميد ضيايي، مبتكر بسيجي در زمينه ساخت‌ پهپاد

 
تسخير آسمان‌ با تفكر بسيجي
صغري خيل‌فرهنگ
 
پنجشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۰۰
شكار پهپاد RQ۱۷۰ در سال گذشته را حتماً به خاطر داريد. خبري كه شادي و غرور ملي را به همراه داشت. به دام افتادن پهپاد امريكايي RQ۱۷۰، به تيتر يك رسانه‌هاي دنيا بدل شد. چندي پيش هم خبر شكار پهپاد امريكايي ديگري با هدف شناسايي و جمع‌آوري اطلاعات در حال گشت‌زني در منطقه عمومي خليج‌فارس را شنيديم كه به محض ورود به حريم هوايي جمهوري اسلامي ايران در تور يگان‌هاي پدافندي و سامانه‌هاي كنترلي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گرفتار شد كه نشان ديگري از عجز دشمنان را به رخ كشيد. ساخت پهپاد در كشور ما به دوران دفاع مقدس بازمي‌گردد. همان روزهاي دشوار حماسه و رشادت كه ما از حداقل امكانات هم محروم بوديم. امروز چون دوران دفاع مقدس بسيجيان هميشه پايدار به آرمان‌هاي نظام اسلامي سعي مي‌كنند تا ادامه دهنده كار شهدا و رزمندگان باشند و پرچم سرافرازي و اقتدار كشور را برافراشته نگاه دارند. «گروه براق» يكي از گروه‌هاي فعال بسيجي دانشجويي است كه در پي منويات رهبري در سال توليد ملي، اقتصاد مقاومتي و در روزهاي تحريم و تهديد و با توجه به نياز ايران به تأمين قطعات بالگردها و هواپيماها، وارد اين عرصه شده تا افتخاري ديگر را براي ايران اسلامي خلق كند. هرچند طرح پروپوزال اين گروه به دليل نداشتن بودجه و عدم حمايت مسئولان مربوطه ! در حال حاضر به نتايجي كه بايد نرسيده و در نيمه راه متوقف شده اما گفت وگوي ما با حميد ضيايي يكي از اعضاي گروه براق، شايد دليلي شود بر همت مسئولاني كه بايد در اجراي منويات رهبري براي استقلال هرچه بيشتر ايران اسلامي گام بردارند. اين گفت‌وگو تنها بهانه‌اي براي آشنايي با عملكرد گروه براق و عملكردشان در راستاي مطالبات امام خامنه‌اي است كه بحق تلاش كردند تا حرف مولايشان بر زمين نماند. 

ضمن معرفي خودتان، از همراهي‌تان با بسيج بگوييد. 

حميد ضيايي هستم متولد شهر كرمان، ۲۲ سال سن دارم. در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات تهران در رشته مكانيك تحصيل مي‌كنم. من از دوره دانش‌آموزي فعاليت در بسيج را شروع كردم و در مقطع راهنمايي و دبيرستان جانشين فرمانده بسيج مدرسه بودم. در سال ۱۳۸۷ به عنوان بسيجي نخبه استان كرمان انتخاب شدم و سعادت حج عمره نصيبم شد. هم‌اكنون در دانشگاه مسئول هسته‌هاي علمي بسيج دانشجويي علوم و تحقيقات هستم. از سال دوم دانشگاه به اتفاق جمعي از دوستان دانشجو بسيجي شروع به فعاليت‌هاي پژوهشي در زمينه هوافضا، ساخت هواپيماهاي فوق سبك و ماهواره‌هاي كوچك كن ست (CANSAT) كرديم و ان‌شاءالله در آينده روي «micro bird» يا همان ريز پرنده‌ها به صورت تخصصي با حمايت دانشگاه وارد خواهيم شد. 

از مقام‌هايي كه به دست آورده‌ايد، بگوييد. 

سال گذشته در مسابقات هوافضاي اميركبير با تيم سيمرغ شركت كرديم كه در اين مسابقات موفق به كسب مقام سوم شديم. در آبان ماه سال ۱۳۹۱ در مسابقات بين‌المللي كن‌ست (CANSAT)، ماهواره كوچك پژوهشكده هوافضاي ايران، شركت كرديم و به مقام ششم دست پيدا كرديم اما اميد است كه با درايت و هوشياري كه در مسئولان محترم دانشگاه‌مان وجود دارد بتوانيم افتخاري ديگر را براي كشورمان به ارمغان آوريم و گامي ديگر در راستاي تحقق ايراني پرصلابت و مستقل برداريم. 

بهتر است برويم سراغ اصل موضوع مصاحبه، اصلاً براي خوانندگان ما بگوييد پهپاد چيست؟ 

پهپاد همان پرنده هدايت‌پذير از راه دور يا هواپيماي بدون سرنشين است. به اشيا پرنده هدايت‌پذير از راه دور، UAV: Unmanned Aerial Vehicle گفته مي‌شود. هواپيماهاي بدون سرنشين در ايران به «پهپاد» شهرت دارند كه از حروف اول «پرنده هدايت‌پذير از دور» گرفته شده‌است. كنترل پهپاد بدون استفاده از انسان و خلبان در درون آن انجام مي‌شود. اگر چه انسان مي‌تواند به عنوان محموله در آن باشد.
اين وسيله پرنده از نيروهاي آيروديناميكي براي پرواز در مسير دلخواه استفاده مي‌كند. پهپادها يا به وسيله كنترل از راه دور يا با برنامه‌هاي پيش پروازي ريخته شده از قبل يا با سامانه‌هاي خودكار ديناميك هدايت مي‌شوند.
پهپادها در حال حاضر در برنامه‌هاي نظامي كه شامل جاسوسي و حمله مي‌شود فعاليت مي‌كنند. اين هواپيماها همچنين در برنامه‌هاي غيرنظامي مانند خاموش كردن آتش‌سوزي‌ها يا جايي كه پرواز براي خلبان خطر دارد يا كنترل پليس در ناآرامي‌ها و صحنه‌هاي جرم يا شناسايي بيشتر حوادث غيرمترقبه طبيعي استفاده مي‌شوند. پهپادها اكنون و در آينده به طور وسيع در زمينه‌هاي مخابرات و ناوبري جهاني و تحقيقات هواشناسي و جغرافيايي و جاسوسي به كار گرفته خواهند شد. 

چه انگيزه‌اي شما را به ساخت پهپاد واداشت؟ 

من در فروردين ۱۳۹۱ با پيشنهاد دوستانم كه در رشته هوافضا درس مي‌خوانند و به كمك آنها تصميم گرفتيم كه نسل جديدي از پهپادهاي رادارگريز را بسازيم. به همين منظور گروه براق را تشكيل داديم. انگيزه اصلي كه باعث مي‌شد ما در اين زمينه وارد شده و احساس مسئوليت نماييم به دوران دفاع مقدس بر‌مي‌گردد.
در زماني كه كشورهاي بيگانه حتي از دادن كمترين امكانات مانند سيم خاردار به ملت ما امتناع مي‌كردند، جوانان ما با توكل بر خدا و خود باوري اصيل ايراني و پشتيباني رهبركبير انقلاب موانع و مشكلات را پشت سر گذاشتند. در زمان دفاع مقدس در اوج تحريم‌ها و مشكلاتي كه در جنگ وجود داشت رزمندگان ما توانايي ساخت پهپاد را داشتند. «مهاجر» نام پهپادي در زمان جنگ است كه مأموريت شناسايي و انهدام دشمن را برعهده داشت. امروز هم با توجه به تحريم‌هايي كه در صنعت هوايي و فضايي وجود دارد جوانان ما پيشرفت‌هاي زيادي در زمينه هوايي و شكار پهپاد داشته‌اند. rq۱۷۰- scan eagle 

گفتيد نام گروهتان براق است، معني آن چيست؟ 

اين نام مركبي آسماني است كه حضرت محمد(ص) درسفر شبانه خود به معراج، مسير بين مسجدالحرام در مكه تا مسجدالاقصي را با آن پيمودند. تيم براق متشكل از پنج نفر است كه دو نفر در رشته كارشناسي هوافضا، دو نفر در رشته كارشناسي ارشد هوافضا و من هم كه در رشته كارشناسي مكانيك تحصيل مي‌كنم.
همگي نيز بسيجي هستيم و به اين موضوع نيز افتخار مي‌كنيم. ما پس از موفقيت‌آميز بودن مراحل اوليه اقداماتمان مي‌توانستيم نسبت به انجام كاربردهاي غيرنظامي و نظامي نيز اقدام نماييم و اين امر مستلزم صرف وقت و هزينه‌ها‌ي بالايي بود تا از لحاظ ايمني به نقطه قابل قبولي دست يابيم. اين اقدام گام مؤثري براي ما بود، زيرا با توجه به تحريم ايران از لحاظ قطعات بالگردها و هواپيما و بسيار پرهزينه بودن پرواز، با سرمايه‌گذاري اصولي در بسياري از موارد قادر بوديم كه با استفاده از پهپادها، مأموريت‌هاي مشابه را عملي سازيم و از صرف هزينه‌هاي كلان تهيه آنها از خارج كشور پرهيز كنيم اما متأسفانه ما براي عملي ساختن اين پروژه‌ها از حمايت‌هاي لازم برخوردار نبوده‌ايم. 

براي آشنايي بيشتر خوانندگان‌ ما كمي از فناوري ساخت پهپادها بگوييد. 

فناوري پهپادها از لحاظ فناوري در چهار زمينه مورد بررسي قرار مي‌گيرند؛ پلت فرم، محموله، مخابرات و ارتباطات، تجزيه و تحليل اطلاعات. بدنه يك پهپاد بايد به طوري طراحي گردد كه بتواند سامانه‌هاي ارتباطي يا جنگ‌افزارها يا اشخاص و بارها و تمامي لوازم مرتبط با مأموريت محموله‌اش را در خود جاي دهد و بتواند با شرايط جوي منطقه مأموريت سازگار باشد كه بهترين عوامل براي طراحي يك بدنه پهپاد سرعت مدت پرواز و اطمينان‌پذيري آن مي‌باشد.
پهپادها نياز به نوع خاصي از موتورها دارند. منظور از محموله‌هاي پهپاد در واقع قطعه اضافي است كه همراه پرنده براي انجام مأموريت خاصي فرستاده مي‌شود كه در پهپادهاي شناسايي دوربين فيلمبرداري و عكسبرداري در پهپادهاي هدف فلر و رفلكتور و در پهپادهاي تهاجمي و انتحاري مهمات مي‌باشد. 

گروه شما تا چه اندازه براي پيشرفت و رسيدن به قله‌هاي افتخار در عرصه فناوري هوا و فضا و ساخت پهپاد تلاش كرده است؟ 

تيم براق، در حال تدوين روش‌هاي ابتكاري است كه جهت برطرف نمودن مشكلات بر سر راه طراحي و ساخت اين نوع وسيله پرنده موجود است. اين روش‌ها بسيار باارزش و داراي بار تكنولوژيكي زيادي مي‌باشند.
در خصوص انجام اين مرحله از پروژه مي‌توان ادعا كرد كه بسياري از تئوري‌هاي كنترل، هدايت و ناوبري كه در كتب مختلف وجود دارند مورد ارزيابي عملي و واقعي قرار خواهند گرفت و مرز بين اصل و جعلي بودن موارد مطرح شده روشن خواهد شد و رسيدن به اين حقيقت كليد ورود به علوم فضايي خواهد بود. با توجه به حركت دنيا به سوي جنگ‌هاي تاكتيكي كه كمترين كشته و خسارت‌هاي انساني را در بر داشته باشد، اغلب كشورهاي دنيا اقدام به به‌كارگيري وسايل مدرني كه داراي دقت فراوان، بدون نياز به انسان و با هزينه متعادل‌تر است، نموده‌اند. 

در اين مسير چه موانعي بر سر راهتان قرار دارد؟ 

در حال حاضر بسياري از مأموريت‌هاي ذكر شده دركشور ما توسط ابزارهاي قديمي يا توسط انسان صورت مي‌پذيرد اما بايد توجه كرد شايد در نگاه اول نيروي انساني كمترين هزينه را در برخواهد داشت. اما واقعيت اين است كه جان انسان ارزشي دارد كه به هيچ عنوان قابل مقايسه با وسايل تجهيزات ديگر نمي‌باشد و از نظر دقت و كارايي نيز وسايل اتوماتيك توانايي‌هاي بيشتري را در خود دارند. با ساخته شدن اين پهپاد مي‌توان اميد داشت كه در اكثر مأموريت‌هاي شناسايي مورد بهره‌برداري قرار گيرد اما به دليل هزينه‌هاي بسيار زياد قطعات و در نهايت ساخت محصول هنوز هيچ كمكي از مسئولان دانشگاه نشده ‌است. در حالي كه بارها اين طرح و پروپوزال آن به معاونت پژوهش و رياست دانشگاه فرستاده شده و با عدم اقبال مسئولان روبه‌رو شده است. 

چه نيازي به حضور بسيجيان در عرصه‌هاي علمي و پژوهشي است؟ 

با توجه به بيانات امام خامنه‌اي، در غالب ديدارهاي خويش با بسيجيان كه آنان را به انجام فعاليت‌هاي علمي و پژوهشــي براي برون رفت كشور از عقب ماندگي علمي و فناوري تشويق و ترغيب مي‌نمايند، جهاد علمي در كشور و اينكه اين جهاد نيازمند تفكر بسيجي ايمان و منش انقلابي و اتصال به منبع فياض ولايت فقيه است از ضرورت‌هاي لازم براي بسيجيان به شمار مي‌رود. در همين زمينه ساخت پهپادها به جرئت مي‌توان گفت با تفكر بسيجي، در آينده‌اي نزديك آسمان‌ها نيز در يد قدرت فرزندان خميني و خامنه‌اي كبير قرار خواهند گرفت. 

در لابه‌لاي صحبت‌هايتان به تحريم‌ها و تهديدها اشاره كرديد كه اين موضوع در اقتصاد مقاومتي مي‌گنجد؛ فكر مي‌كنيد مردم در اين موضوع چه نقشي دارند؟ 

اركان مهم اقتصاد مقاومتي خود مردم هستند. نحوه تبيين مطلب هم بايد به گونه‌اي باشد كه منجر به عمل بشود. بايد حواسمان جمع باشد توجه كنيم كه بيان اين مسئله فقط براي استدلال و اغناي فكري مخاطب نيست كه ما فقط يك بحث استدلالي- علمي تئوريك خشك را ارائه بدهيم و ابعاد مسئله را بشكافيم بلكه بايستي توأم با شوق، انگيزش و حركت دادن به فرد و مخاطب باشد. بسيج در تحقق مطالبات امام خامنه‌اي هميشه در خط مقدم بوده است. براي همين ما بايد تمام تلاش خود را در اين زمينه انجام بدهيم.
محورهاي اقتصاد مقاومتي كه حضرت آقا به آنها اشاره فرمودند را نيز بايد سرلوحه زندگي‌مان قرار دهيم. تقويت فرهنگ كار و توليد، اصلاح الگوي مصرف و پرهيز از اسراف، «حمايت از توليد ملي» كه مخاطبش مردم هستند، استفاده حداكثري از همه ظرفيت‌ها، روح خودباوري و خوداتكايي و مردمي كردن اقتصاد از اين جمله هستند كه بايد بيش از پيش مورد توجه قرار بگيرند.

هوينجوريات

بنده خدا كه نميشه گفت اما دنبال عدالت اجتماعي بود با جهاد وشمشير

ره آورد بلوچستان ق دوم

 
گفت‌وگوي «جوان» با پدر و مادر شهيد 11 ساله سبيل اخلاقي
جوان‌ترين رزمنده ايراني چگونه به شهادت رسيد؟
گزارشگر : صغري خيل‌فرهنگ
 
به بهانه زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهداي اخير حادثه تروريستي چابهار شهيد جهادگر حامد بزي و شهيد مرتضي آسوده همراه خاكريز رسانه‌اي جبهه جهادي منتظران خورشيد به استان سيستان و بلوچستان سفر كرده بوديم كه فرصتي پيش آمد با برخي از شهداي اين خطه از كشورمان آشنا شويم.
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۳۶
اين نوشتار كه با همكاري صميمانه بنياد شهيد و امور ايثارگران استان سيستان و بلوچستان و شهرستان نيكشهر گرد آمده، تقديم‌تان مي‌شود. اميدواريم گامي باشد در جهت رفع مهجوريت شهداي بلوچستان، شهدايي كه نسل سوم اين خطه نيز به خوبي راه و رسمشان را مي‌شناسندو شهداي حادثه اخير چابهار سندي است بر اين ادعا. اما اين بار سخن از سبيل اخلاقي دانش‌آموز بسيجي مخلصي است كه با گذشتن از جان خويش به منظور دفاع از سرزمين اجداديش راهي ميدان نبرد شد و با خون خود نهال مردانگي وجوانمردي را آبياري كرد.

آنچه در پي مي‌خوانيد حاصل همكلامي ما با مادر و پدر شهيد سبيل اخلاقي است. جوان‌ترين شهيد دوران دفاع مقدس از روستاي شگيم نيكشهر در استان سيستان و بلوچستان كه رزمندگانش همچون شير شرزه به ميادين نبرد شتافتند و در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل حماسه‌ها آفريدند. 

سر فراز چون نخل‌هاي استوار
خان محمد، پدر سبيل موهايش ديگر سفيد سفيد شده است و صورت چروكيده‌اش از شدت تابش آفتاب قهوه‌اي سوخته به نظر مي‌رسد. با او در حالي ديدار مي‌كنيم كه با يك شال مخصوص بلوچي بر دوشش از گرد راه رسيده است. حين گفت‌وگو، شادابي، سر حالي و سرزنده بودنش برايمان بسيار قابل تأمل است. او كه همچنان محكم پاي آرمان‌هايش ايستاده درخصوص پسرش سبيل مي‌گويد: در يكي از روزهاي گرم تابستان ۱۳۵۳ بود كه در خانه محقر و روستايي‌مان كودكي به دنيا آمد و فوجي از شادي فضاي خانه‌مان را در بر گرفت. نامش را هم سبيل گذاشتيم. سبيل خيلي زود جايگاه وي‍ژه‌اي در ميان اهالي خانه پيدا كرد. 


در آن زمان كه محروميت و فقر بجا مانده از دوران حكومت ستمشاهي هنوز آزاردهنده بود، مردم روستاهاي بلوچستان اغلب از سر ناچاري به دام سوداگران مرگ و قاچاقچيان سودجو مي‌افتادند. من هرگز حاضر نشدم به چنين كارهايي تن دهم و براي انجام كار به شهرهاي اطراف سفر مي‌كردم. همين باعث شد تا سبيل بيش از همسن و سالانش به رشد عقلاني و فكري برسد. او تنها مرد خانه‌ام بود. پس از اتمام دوران ابتدايي به منظور اينكه بتواند باري از روي دوش خانواده بردارد همراه من به كار كشاورزي پرداخت و براي همين نتوانست ادامه تحصيل دهد. 

به‌رغم اينكه از لحاظ سني خيلي كوچك بود، در بسيج فعاليت چشمگيري داشت، در نگهباني‌ها، گشت‌ها، ايست بازرسي‌ها و مأموريت‌ها حاضر مي‌شد و همواره تلاش مي‌كرد كه بدون تأخير در محل خدمتش حاضر شود. با توجه به اينكه عاشق خداوند و امام بود، زماني كه امام راحل اعلام كردند «هر كسي كه توانايي دارد و برايش تكليف شده مي‌تواند به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام شود به جبهه برود» او هم ثبت‌نام كرد و جهت ياري رزمندگان دلير و سلحشور اسلام با كسب رضايت مادر راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل شد. 

چشم در راه سبيل
مولود خانم، مادر شهيد سبيل اخلاقي در مورد خاطرات فرزند شهيدش مي‌گويد: در غروب يكي از روزهاي آذر سال ۱۳۶۴ شهيد سبيل اخلاقي نزد من آمد وگفت: «مادر جان مي‌خواهم به جبهه بروم.» كه با مخالفت من روبه‌رو شد. من به او گفتم پسرم تو تنها فرزند پسر من هستي و من جز تو و سه خواهرت در حال حاضر كسي را ندارم. خودت مي‌داني كه پدرت براي كار كردن به جايي ديگر رفته و ما تنها تو را به عنوان مرد در خانه داريم. اما شهيد مي‌گفت: «مادر هر طور شده من بايد به جبهه بروم و اگر خواست خداوند باشد شايد شهيد شوم. من شهادت را دوست دارم. با شهادت و ريختن خون امثال من است كه ما در جنگ پيروز مي‌شويم.» سبيل مي‌گفت اگر ما جوانان مقابل اين دشمن متجاوز را نگيريم، به خودش اجازه جسارت به خاك كشورمان را مي‌دهد. بعد گفت: «مادر من به بسيج محله مي‌روم و از آنجا به سپاه خواهم رفت. شما تا برگشتن من بيدار بمانيد.» اين سخنان را در حالي كه لباس‌هايش را جمع مي‌كرد مي‌گفت و سپس به سوي مقر سپاه حركت كرد. 

من هم تا ساعت يك بعد از نيمه شب چشم به راه تنها پسرم بيدار ماندم. اما هر چه انتظار كشيدم، پسرم به خانه نيامد تا اينكه در همان انتظار به خواب رفته و با صداي اذان از خواب بيدار شدم. بعد از اذان و خواندن نماز به دخترانم گفتم: شما صبحانه درست كنيد و بخوريد. من مي‌روم سپاه تا در مورد سبيل سؤال كنم. كه آيا از سپاه آمده است يا نه؟ وقتي به سپاه رسيدم، سراغ سبيل را از آنها گرفتم. گفتند: چنين شخصي اينجا نيامده است. من هم پس از نااميدي به طرف خانه آمدم و دم در حياط خانه چشم به راه و منتظر سبيل نشستم. در همين لحظه بود كه يكي از آشنايان مرا در اين حالت ديد و پرسيد: «چرا اينجا نشسته‌اي؟ چشم به راه كه هستي؟! من پاسخ دادم منتظر سبيل هستم. او از ديشب تا به حال به خانه بازنگشته.» 

در اين لحظه بود كه گفت: «مگر خبر نداري كه ديشب تعدادي از رزمندگان ساعت ۱۲ از نيكشهر به طرف جبهه اعزام شدند. من آنها را ديدم كه حركت كردند.» 

او را به خدا سپردم
چندي بعد از رفتن سبيل بود كه يكي از خانم‌هاي فاميل گفت: بيا تا به همراه يكديگر به دنبال سبيل برويم. من گفتم: نه من نمي‌روم. من او را به خدا سپرده‌ام. هرچه خدا بخواهد همان مي‌شود. در حال حاضر جز توكل به خدا كار ديگري نمي‌توانم انجام دهم. بعد از مدتي سبيل دو نامه از جبهه براي ما فرستاد. او در اين نامه‌ها نوشته بود: «مادر اگر من شهيد شدم ناراحت نشويد. براي من گريه نكنيد و براي اسلام و رزمندگان اسلام و انقلاب دعا كنيد. اينجا حال من خوب است. دعايم كنيد چون ما به دعاي شما نياز داريم. من از تمام زحمت‌هايي كه برايم كشيدي تشكر مي‌كنم، چون تو گردن من حق بسياري داري. مادرم شيرت را حلالم كن و مرا ببخش و اگر من شهيد شدم هنگام تشييع جنازه من بگوييد: شهيدان زنده‌اند الله‌اكبر، نگوييد مرده‌اند الله‌اكبر. چون شهيدان در پيشگاه خداوند روزي مي‌خورند.» 

خفته در خاك‌هاي هورالعظيم
در ادامه همكلامي‌مان پدر شهيد اخلاقي لحظه شهادت سبيل را از قول يكي از همرزمان شهيد چنين نقل مي‌كند: او بسيار بااخلاق بود و با روحيه خوبش بقيه برادران رزمنده را تحت تأثير قرار داده بود.
۹ بهمن ماه ۱۳۶۴ در هنگام عملياتي در جنوب و منطقه هورالعظيم، سبيل و دوستش هر دو دركنار هم بودند كه يك تركش به بازوي دوستش و تركش ديگري به قلب شهيد سبيل اخلاقي اصابت كرده و پسرم در آغوش دوست و همرزمش به مقام والاي شهادت نائل مي‌شود. براي گرفتن پيكرش رفتيم بنياد شهيد. پيكرش را به نيكشهر آورديم. شب، درگيري شده و راه‌ها هم بسته شده بود. گفتند: شب نرويد. گفتم: مجبوريم. مأمور دادند و شبانه رفتيم. شب جنازه را گذاشتيم سردخانه تا فردا صبح. رفتم خانه تا در را كه زدم مادرش گفت: بچه‌ام شهيد شده است؟! مي‌دانست اما گريه نكرد. 

حرف آخر
پدر سبيل مي‌گويد: «اگرچه همسرم به خاطر بيماري كليه زمين‌گير است و من هم پير شده‌ام، اما همچنان پاي آرمان‌هايمان ايستاده‌ايم. اگر روزي جنگ شود، جان خودم را براي ايران نثار مي‌كنم. فقط مي‌خواهيم ايران آباد باشد.»

 


  
 

روايت «جوان» از يك‌سال فراق شهيد مصطفي احمدي روشن

روايت «جوان» از يك‌سال فراق شهيد مصطفي احمدي روشن
راه مصطفي احمدي "روشن" است
صغري خيل فرهنگ
 
سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۲
بس كه نايب امام زمان(عج) در باب شهادتش فرمود: «غم داريم، اين جور حوادث مثل تير به دل انسان است، منتها غم نبايد انسان را از پا بيندازد.» غم از دست دادن شهيد مصطفي احمدي روشن، نه فقط قلب امام خامنه‌اي كه دل ملت ايران را در فراقش به اندوه كشاند. احمدي روشن، شهيد راه جهاد علمي شد. هم او كه دل صهيونيسم و موساد را چنان به درد آورده بود كه دست دژخيم وكينه‌توزانه‌شان عاقبت زخم بر دل‌ها نهاد. چهارشنبه ۲۱ دي‌ماه ۱۳۹۰، روبه‌روي دانشگاه علامه تهران و تنها در چند قدمي وزارت اطلاعات دانشمند هسته‌اي‌مان همراه راننده خود شهيد «رضا قشقايي» ترور شد و به شهادت رسيد. آن روزها حرف‌هاي بي‌اساس برخي! دل خانواده و دوستداران شهيد را بيش از فراق عزيزشان سوزاند. از نبود محافظ براي مصطفي گرفته تا چرايي در اختيار داشتن ليست دانشمندان هسته‌اي به دست عوامل تروريستي چو موساد... اما وقتي همه اينها را كه كنار صلابت مادرانه صديقه سالاريان، متانت و صبوري فاطمه بلوري همسر شهيد مي‌گذاريم، دلمان اندكي آرام مي‌گيرد. اما آرام‌تر هم مي‌شود وقتي با دوستان مصطفي همكلام مي‌شويم و درباره شهيد از زبان آنها مي‌شنويم. اسم مصطفي را كه مي‌برم لبخندهايشان در باور نمي‌گنجد كه قرار است از فراق دوستشان برايمان بگويند، هر كدام به ديگري اشاره مي‌كند كه تو بگو از آن خاطره و از آن شيطنت مصطفي! و از آن... در طول مصاحبه لبخند به لب دارند تا جايي كه به حرف‌ها و كنايه برخي از دشمنان درباره دوست شهيدشان مي‌رسيم، آنجاست كه تازه اشك‌هايشان، غربت مصطفي را به رخ مي‌كشد. آنجا كه مي‌گويم خيلي‌ها دلمان را سوزاندند وقتي گفتند: مصطفي فقط يك مأمور خريد ساده بوده! پس چرا بايد دشمنان قسم خورده‌مان هزينه‌هاي سنگيني را بابت حذف يك مأمور خريد انجام دهند؟! آري! چرايي شهادت مصطفي خود حكايتي دارد شنيدني و ما همراه مي‌شويم با خانواده، دوست و همكار شهيد مصطفي احمدي روشن تا بعد از يك‌سال از دوري و نبودن‌هايش بدانيم. آنچه در پي مي‌آيد حاصل اين همكلامي است:

نخبه شريف!
صديقه سالاريان، مادر شهيد از درددانه شهيدش اينگونه مي‌گويد: مصطفي در خانواده‌اي مذهبي متولد شد و در محفلي رشد پيدا كرد كه سال‌ها با مفهوم جنگ و مبارزه و شهادت آشنا بود. مصطفي همراه پدرش در مراسم و مناسبت‌هاي مذهبي شركت مي‌كرد. پدر مصطفي سال‌ها در دوران دفاع مقدس حضور داشت. عمويش نيز در اوايل جنگ به شهادت رسيد و مفقودالاثر شد، هنوز هم پيكرش بازنگشته است. پسرم جثه‌ريزي داشت كه وارد مدرسه ابتدايي شد. بسيار شيطنت مي‌كرد. دوران راهنمايي را در مدرسه خيام و دوران دبيرستان را هم در مدرسه ابن‌سينا سپري كرد، تا اينكه وارد دانشگاه شد، آن هم با رتبه ۷۲۹ رشته مهندسي شيمي و به عنوان يكي از نخبه‌هاي دانشگاه شريف. مصطفي عضو فعال بسيج دانشجويي هم بود. همانجا با همسرش عطيه (فاطمه بلوري) آشنا شد. بعد از اتمام دوره سربازي، ازدواج كردند. كارهاي تحقيقاتي و عملي‌اش باعث شد تا بعد از دانشگاه به سازمان انرژي اتمي برود.

جان من و امر ولي
اصل نيت ورودش به انرژي اتمي مربوط به توجه و حساسيت حضرت آقا در راه‌اندازي سايت نطنز بود. مصطفي در بحث‌هاي سياسي به كسي تندي نمي‌كرد اما وقتي حرف رهبري وسط بود، اصلاً كوتاه نمي‌آمد. خط قرمزش ولايت فقيه بود. آقا كه به كاري امر مي‌كردند، دست روي سينه اطاعت مي‌كرد. من و پسرم رابطه عاطفي عجيبي داشتيم. صبح روز چهارشنبه ۲۱ دي‌ماه كمي بعد از ساعت ۸ با مصطفي تماس گرفتم، عجيب دلتنگ او شدم. در تماس تلفني، گفت تهران هستم، خواستم او را ببينم، قرار گذاشتيم براي ساعت ۱۱. همراه پدرش راه افتاديم كه خبر شهادتش را آوردند، ‌براي اطمينان به دوستانش زنگ زدم، بعد رفتم منزل مصطفي. آري مصطفايم شهيد شده بود. نمي‌دانم، هنوز هم نمي‌دانم چطور تاب آورده‌ام. مصطفي خيلي تيز و زيرك بود. آنهايي كه او را ترور كردند خيلي خوب او را مي‌شناختند. ‌بمب بعد از اتصال به خودرو در عرض ۶ ثانيه منفجر شده بود. مصطفي به تكليف خود در جبهه‌هاي نبرد علمي عمل نمود. امام خامنه‌اي كه به منزل‌مان آمدند، گفتم: آقا، مصطفي از ياران خيلي خيلي صديق شما بود. واقعاً پيرو شما بود. رهبر گفت: «بله مي‌دانم!» با وجود جواناني چون شهيدمصطفي دشمنان هرگز نخواهند توانست به اهداف شوم و پليدشان دست يابند. ما دانش‌‌آموختگان مكتب حسين بن علي(ع) هستيم و در شهادت عزيزان‌مان جز زيبايي نديديم: «ما رأيت الا جميلا»

سايت اتمي: سنگر مصطفي
فاطمه بلوري كاشاني، همسر شهيد مصطفي احمدي‌روشن از نحوه آشنايي خود با همسرش مي‌گويد: نحوه آشنايي ما به دوران فعاليت در بسيج دانشجويي برمي‌گردد. مصطفي مهربان بود. اصلاً دلش نمي‌آمد از شهادت حرفي بزند اما براي من هيچ نقطه مبهمي در شهيد شدن همسرم وجود نداشت. قبل از عقد هم خواب سنگ مزار مصطفي را كه روي آن نوشته شده بود «شهيد مصطفي احمدي‌روشن» ديده بودم كه در شب اربعين تعبير شد. مصطفي عاشق شهادت بود. هيچگاه نشنيدم، به زبان بيان كند، هرچه بود در دلش بود. سعي نمي‌كرد خانواده را ناراحت كند. اوايل زندگي به مدت ۹ ماه در كاشان زندگي كرديم اما به خاطر فشار كاري، نبودن‌ها، نيامدن‌ها و ديرآمدن‌هاي مصطفي، تصميم گرفتم كه براي زندگي به تهران بيايم. سايت براي مصطفي حكم سنگري داشت كه هرگز نبايد خالي مي‌ماند. تمام تلاشش هم جهاد في‌سبيل‌الله و رضايت امام خامنه‌اي بود. شهيد در سايت، كوهي از مشكلات را تحمل مي‌كرد و بحق دشمنان هم مي‌دانستند چه كسي را ترور كنند. همسرم اهل منيت و غرور نبود. از آنجايي كه مصطفي خيلي مشتاق بود كه حضرت آقا را ملاقات كند اما اين اتفاق برايش نيفتاد. بعد از شهادتش آقا به منزل ما آمدند. ديدار از خانواده شهدا يكي از ويژگي‌هاي امام خامنه‌اي است.

مصطفي خوابي هم درخصوص آقا ديده بودند كه من براي آقا تعريف كردم. همسرم خواب ديده بود: «آقاي خامنه‌اي با دست جانبازي‌شان روي سرش دست مي‌كشند.» وقتي اين خواب را براي آقا تعريف كردم ايشان فرمودند: «چه دل روشني داشته اين پسر.» خيلي چهره آقا برافروخته شد. همسرم ثابت كرد براي رفع نياز‌هاي كشور بايد از جان گذشت. از عليرضا پرسيديم و مي‌گويد: عليرضا به مربي خود گفته كه پدرم شهيد شده است و اين مثل يك راز بايد بين‌مان بماند...
براي تبيين راه و مسيري كه مصطفي طي كرد سايتي هم به نام شهيد به آدرس
www.mostafayeshahid.ir در اولين سالگردش افتتاح مي‌شود.

حركت عماريون برگرفته از فرهنگ شهادت است

گفت‌وگوي «جوان» با محمد‌امين سالاري، از فعالان گروه جهادي عمار
 
صغري خيل‌فرهنگ
 
در هر دوره نوع جهاد و ميدان مبارزه آن تغيير مي‌كند و آنچه مهم است شناخت آگاهانه ميدان نبرد در هر دوران و جهاد در جبهه جريان حق است و از همه آن مهم‌تر اينكه رهروان اين حركت‌ها هر يك به دلايلي پا به اين مسير گذاردند كه با هيچ مشكلي از پا نخواهند نشست... . آمده‌اند تا جهاد را براي خويش معنا كنند، همه دغدغه‌شان هم توجه به رهبرشان بود كه نكند حرف امام خامنه‌اي زمين بماند. براي آشنايي با گوشه‌اي از فعاليت‌هاي جهادگران گروه جهادي عمار، با محمدامين سالاري متولد۱۳70 از فعالان اين گروه جهادي به گفت و گو نشسته‌ايم كه از نظرتان مي‌گذرد:
چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۳۶

انگيزه شما براي همراهي با گروه‌هاي جهادي در سفر به مناطق محروم چه بود؟
كاملاً اتفاقي در دانشگاه با پوستر اردوي جهادي روبه‌رو شدم. در آن زمان اطلاعات كاملي از اين اردوها نداشتم و فقط مي‌دانستم عده‌اي از دانشجويان به مناطق محروم مي‌روند و كار مي‌كنند. ولي بعد از ثبت‌نام و شركت در اولين اردو به قول دوستان نمك‌گير جهادي شدم و متوجه شدم كه چه خير و بركتي درحركت‌هاي جهادي نهفته است. در كنار همه اين صحبت‌ها وظيفه مسلماني ايجاب مي‌كند كه نگران مشكلات ديگر مسلمانان باشد و تحمل محروميت آنها را نداشته باشد.

«عماريون» را معرفي و از فعاليت‌هاي اين عمده اين گروه برايمان بفرماييد؟
گروه جهادي عمار در ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۹با هدف تبيين منويات امام خامنه‌اي در دانشگاه جامع علمي كاربردي شروع به فعاليت كرد. اين گروه با فعاليت در عرصه حركت‌هاي جهادي با محوريت شعار سال يعني توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني، انتقال روحيه جهادي به مناطق كم برخوردار، غني‌سازي اوقات فراغت دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، حفظ و انسجام نيروهاي موجود در بسيج دانشجويي، تربيت نيروي كارآمد و همتراز نظام اسلامي و جامه عمل پوشاندن به منويات رهبري، با شعار ما مي‌توانيم و بومي‌سازي وارد ميدان شد. اين گروه به فضل خداوند توانست در تابستان ۱۳۹۱در استان مازندران، شهرستان بابل و بخش بند پي‌شرقي به شش روستاي ليسه، افراسي، ترسو، سيپرون، كريسنو و دنگچال آبرساني با خط انتقالي به طول ۲۰كيلومتر آبرساني كند. اميدوارم كه اين حركت جهادي در تمام زندگي من ادامه داشته باشد. 


دليل استمرار حضور در اين حركت‌ها با وجود مشكلات خاص خود چيست؟!
جهاد بدون سختي و كمبود‌ها براي ما بدون لذت است. شايد در بعضي از اوقات فشار اين دشواري‌ها و كم مهري‌ها ما را براي ادامه كار دلسرد كند ولي حسي ناپايدار است. به لطف خدا، آنجا كه دست ياري امام زمان (عج) همراهمان باشد در حركت‌هاي جهادي فعاليت خواهيم داشت.

تا به ‌حال در چه مناطقي حضور داشتيد و چه فعاليت‌هايي را اجرايي كرده‌ايد؟!
من در گروه‌ها و مناطق متعدد فعاليت داشته‌ام. از اين جمله مي‌توان به تابستان ۸۹ ايلام (گروه عمار)، تابستان۸۹ زنجان (گروه مهاجر)، زمستان ۸۹ البرز (اردوي مشترك عمار و مهاجر)، نوروز ۹۰ بشاگرد (گروه عمار)، تابستان ۹۰ شهرستان بابل(گروه عمار)، تابستان۹۱ شهرستان بابل (گروه عمار) اشاره كنم. تابستان امسال با گروه عمار، در استان مازندران شهرستان بابل، بخش‌بند پي‌شرقي پروژه ۲۰ كيلومتر آبرساني به ۶ روستا را داشتيم.

به نظر شما برگزاري اردوهاي جهادي چه تأثيري در محروميت‌زدايي دارد؟
اردوي جهادي در چندين عرصه و كارگروه مي‌تواند تأثيرگذار باشد مانند عمراني، فرهنگي، پزشكي، كشاورزي، دامپزشكي و... كه با توجه به نياز منطقه و توان گروه در منطقه فعاليت مي‌كنند و مهم‌ترين اصل در اين اردوها انتقال روحيه جهادي است. علاوه بر اين با توجه به اينكه در كنار فقر مادي ما شاهد فقر فرهنگي و علمي در بسياري از اين مناطق هستيم، حركت‌هايي مانند اردوهاي جهادي در جهت كاهش و برطرف‌نمودن اين نوع از كمبودها مي‌تواند مفيد واقع شود.

محروميت‌زدايي چه تأثيري در ميان مردم به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟
امام خامنه‌اي (مدظله العالي) مي‌فرمايند: حضور يك جوان متدين و متشرع در يك مجموعه روستايي، در بين جوانان، در بين مردم مظهر مجسم آيه قرآن است. كلامي شيواتر از اين ندارم كه بگويم ولي جوان جهادگر با حضور خود در منطقه به مردم مخصوصاً جوانان به آنها ياد مي‌دهند كه با تمام كمبودها و محروميت‌ها بايد به همت خود پايبند باشند. تأثير اصلي در جا انداختن دو مفهوم «توانستن» و «شدن» است. مردم و نسل جوان بايد باور كنند كه اگر تلاش كنند هم مي‌توانند و هم مي‌شود. نه اينكه چه مردم مناطق ديگر و چه مردم خود مناطق محروم فكر كنند محروميتي اگر هست، نبود امكاناتي اگر هست، بايد براي هميشه بماند و اصلاً نمي‌شود از بين برد يا نمي‌توان. مگر اينكه صورت مسئله را پاك كنند و از آنجا به شهري با امكانات بالا بروند يا حتي همه كار را از دولت توقع داشته باشند. بايد ببينند كه با همت افراد مخصوصاً جوانان و با انجام حتي كارهاي كوچك توسط فرد فرد يك گروه مي‌توان نتيجه‌هاي بزرگي را در مدتي ايجاد كرد. نبودن چيزي دليل بر اين نمي‌شود كه نبايد باشد يا نمي‌تواند باشد. بايد روحيه تلاش را از امثال حضرت علي(ع) گرفت. اين منطق و روحيه اسلام است.

آيا با دولتي شدن حركت‌هاي جهادي موافقيد؟
خير، حيات و شادابي اين حركت‌ها به خودجوش و مردمي بودن اين حركت‌هاست و از طرفي اين به معني اين است كه ان‌شاءالله تمام دستگاه‌هاي دولتي موظف به همكاري با اين حركت باشند اما نياز هست كه براي بهتر شدن كار، حمايت‌هاي دولتي وجود داشته باشد. حمايت‌هاي دولتي هم باعث توانمندي حركت‌هاي مردمي شده است.

با چه تفكري مي‌توان جوانان را به فرهنگ جهادي جذب كرد؟
بهترين مثال براي فرهنگ جهادي فرهنگ هشت سال دفاع مقدس است و بهترين مثال براي فرهنگ هشت سال دفاع مقدس فرهنگ عاشور است. تقويت فرهنگ عاشورايي در بين جوانان آنها را با تفكر جهادي آشنا مي‌كند. فرهنگ جهادي برگرفته از فرهنگ هشت سال حماسه رزمندگان در عرصه جهاد و شهادت است.

شما حركت‌هاي جهادي‌تان را تا كجا مي‌خواهيد ادامه دهيد؟
راه و مسير را ولي فقيه‌مان برايمان مشخص و روشن كرده‌اند. امام خامنه‌اي فرمودند: با نزديك شدن به مردم، با نشستن در محيط خانه و كپر و چادرشان، نسبت به مشكلات آنها آشنا شويد. هر كس اين مشكلات را لمس كند انگيزه‌هاي تمام ناشدني براي كار و تلاش پيدا خواهد كرد. ان‌شاءالله كه اين حركت در تمام زندگي‌ام ادامه‌دار باشد حتي اگر سهم كوچكي در زندگي داشته باشد. ولي تمام تلاش خود را در تداوم حركت‌هاي جهادي به كار مي‌بندم، زيرا يكي از تأثيرگذارترين حركت‌هاي اجرايي در كشور، فعاليت‌هاي جهادي است؛ هم در روحيات شخص جهادگر، مردم، جوانان و هم در بحث خودسازي و كسب تجربه مؤثر خواهد بود و بالطبع اين براي جامعه مفيد واقع مي‌شود! و باعث خواهد شد تا در آينده بسياري از مشكلات حل شود.

اصولي را كه گروه جهادي بايد براي اقدام مؤثر به آن پايبند باشد، چيست؟
اصلي‌ترين ويژگي يك بسيجي و فعال جهادي، ايمان است كه مقام معظم رهبري هم فرمودند: «بنده شبانه‌روزي نمي‌گذرد كه شما جهادگران را دعا نكنم و اين به خاطر ايمان شماست، آن را حفظ نماييد.» ايمان نيز اخلاص را در پي خواهد داشت و اخلاص در عمل و گفتار نيز منشأ پشتكار و ازخودگذشتگي در فرد جهادگر خواهد شد. به نظر من، مهم‌ترين اصل اخلاق در كار است، دوم تخصصي و با برنامه كار كردن اعضا است. در كنار همه اين موارد، اخلاص مسئوليت‌پذيري ولايتمداري بايد از ويژگي‌هاي فعالان جهادي باشد.

تأثيرات اردوهاي جهادي و حضور شما به عنوان يك فعال جهادي در اين مناطق چه تأثيري بر شخص شما خواهد داشت؟
يكي از اصلي‌ترين اهداف اردوي جهادي تأثير بر دانشجويان و فعالان اين عرصه است. مخصوصاً دانشجويان كه در آينده‌اي دور يا نزديك سكانداران اين نظام اسلامي هستند. كمترين تأثير اين اردوها شناختن مناطق محروم و چشيدن طعم محروميت است. چرا كه امام خميني (ره) مي‌فرمايند تنها كساني با ما تا آخر خط مي‌مانند كه طعم فقر را چشيده باشند. از طرفي ديگر بعد از پايان اردوهاي جهادي يكي از دغدغه‌هاي فعالان جهادگران اين خواهد شد كه چگونه در رفع محروميت‌ها مؤثر باشند و گام بردارند. 


ورود نيروهاي بومي در اردوهاي جهادي را تا چه ميزان مناسب مي‌دانيد؟
حضور نيروهاي بومي يكي از اصول گروه ماست به طوري كه اگر در منطقه‌اي حضور نيروهاي بومي نباشد به آن منطقه نمي‌رويم. به طور مثال در اردوي گذشته در استان مازندران روزانه ۱۰۰ الي۱۲۰ نفر از اهالي براي كمك در پروژه حاضر بودند كه اين امر در انتقال روحيه جهادي به مردم منطقه كمك شاياني كرد.
همانطور كه مي‌دانيد حركت‌هاي جهادي داراي ابعاد و عرصه‌هاي مختلف و متنوعي است كه به فرموده رهبري جهاد ابعاد مختلف دارد، هم‌ فكري است هم فرهنگي هم عمراني و هم اقتصادي. ما نبايد فرهنگ جهادي را محدود به حركت‌هاي جهادي يا اقتصادي كنيم. برداشتن گامي هرچند كوچك در اين عرصه براي مردمي كه از كمترين امكانات زندگي مانند آب آشاميدني، جاده، خانه بهداشت، مدرسه و... بي‌بهره هستند مسكني براي محروميت است.

به نظرشما حركت‌هاي جهادي تا چه حدي در اشتغالزايي و حفظ سرمايه مؤثر خواهد بود؟
نيازي كه گروه‌هاي جهادي بايد به آن توجه كنند بحث اشتغالزايي در مناطق محروم است كه مي‌شود با پژوهش‌هاي منطقه‌اي، راهكاري براي اشتغالزايي و حفظ سرمايه پيدا كرد. دشمن با تبليغات وسيع براي ضربه زدن به اركان نظام از هر روزنه و كاستي استفاده مي‌كند كه در اين زمينه فعاليت گروه‌هاي جهادي گامي مثبت در ايجاد اشتغال و فراهم كردن رفاه عمومي روستا و شهر و جلوگيري از مهاجرت بوده كه سبب دلسردي دشمنان نظام مي‌شود. هر چند كه اشتغالزايي تنها به توليد شغل و فرصت كاري منتهي نمي‌شود اما مي‌توان به انجام فعاليت‌هايي در جهت حفظ شغل و حفظ سرمايه‌ها (انواع مختلف سرمايه) گام برداشت.

حرف آخر:
در پايان بايد عرض كنم، حضور يك فعال جهادي در مناطق، مردم را به انقلاب اسلامي بيشتر سوق مي‌دهد. حركت عماريون برگرفته از فرهنگ شهادت است.

سردار فضلي: راهيان نور انتخاب اول سفر

ويژه نامه نوروزي روزنامه جوان
 
صغري خيل فرهنگ
 
شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۵۰
در اهميت راهيان‌نور و حضور در مناطق جنگي دفاع مقدس، همين بس كه امام خامنه‌اي فرمودند:«شركت من در مجموعه زائران خاك خونين شلمچه براي بزرگداشت ياد ونام شهيدان عزيز ومردان بزرگي است كه با خون خود، با جهد وهمت خود، با عزم واراده خود نام شلمچه وخرمشهر وخوزستان وايران را در تاريخ بلند كردند. » راهيان نور به همت بسيج، تقريباً در تمامي فصول سال جريان دارد. اما رسيدن فصل بهار ونزديكي به تعطيلات ايام نوروز بهانه‌اي را براي عموم هموطنان به ويژه جوانان پديد مي‌آورد تا اين ايام را در كنار مشهد و آوردگاه فرزندان دلير ايران سپري كنند، سنت حسنه‌اي كه امسال باز تداوم خواهد داشت. براي آشنايي با چند وچون راهيان نور با سردار حاج علي فضلي، فرمانده قرار‌گاه مركزي راهيان نور سپاه و بسيج همكلام شده‌ايم كه خود از تبار عاشورائيان جبهه‌هاي دفاع مقدس است.

ريشه راهيان نور به كجا باز مي‌گردد؟
راهيان نور ريشه در تاريخ اسلام وصدر اسلام دارد. اولين كاروان راهيان نور با شهادت حضرت حمزه سيد الشهدا(ع) در جنگ احد، آغاز شد كه رسول مكرم اسلام(ص)، حضرت صفيه عمه پيامبر(ص)، اميرالمومنين (ع) وحضرت فاطمه (س)، به عنوان يك كاروان به سر مزار اين شهيد و ساير شهدا مي‌ر‌فتند. استمرار آن حركت امروز به سر‌زمين‌هاي نور ايران رسيده است.
راهيان نور حجي است كه به تنهايي مي‌تواند آثار و بر‌كات حج ابراهيمي، بصيرتي را براي امت وجوانان در پي داشته باشد. راهيان نور مهماني شهداست. رزمگاه رزمندگان اسلام است كه همه چيز را براي خدا ديده وبا خدا معامله كرده‌اند. عرصه‌اي است كه در آن غل وغش يافت نمي‌شود. وقتي كار براي خدا باشد، طبيعتاً اثر گذاري خاص خود را دارد. راهيان نور فرصتي است براي نظام اسلامي، فرصتي است براي همه مردم شريف ما به ويژه جوانان عزيز، راهيان نور فرصتي طلايي است تا بستر حضور در كربلاهاي ايران فراهم شود. امكان بازديد، امكان روايتگري، امكان شب هايي را با آن حال و هوا سپري كردن ، كه توامان مي‌تواند حوزه كار تربيتي براي ما باشد.

در زمان جنگ نيز كاروان‌هاي راهيان نور را داشتيم، اين سفرها از چه زماني آغاز شدند؟
ما در دوران دفاع مقدس، به نوعي كاروان‌هاي راهيان نور را داشتيم. خانواده شهيدان در جبهه‌ها حضور پيدا كرده و به رزمندگان سر‌كشي مي‌كردند. در كنار خانواده شهدا ائمه بزرگوار جمعه و مسئولان هم بودند. مهمان‌هاي ما درآن زمان از علاقه‌مندان داخلي و خارجي بودند. يادم هست در سال ۱۳۶۴قبل ازعمليات والفجر ۸، ما ۷۰۰ مهمان خارجي از حزب‌الله لبنان وجمعي از خانواده معززشهدا را، در خوزستان داشتيم. اين عزيزان شبي هم در لشكر ۱۰ سيدالشهدا‌(ع) مهمان‌مان بودند. خاطره‌اي از حضور اين عزيزان دارم كه جادارد برايتان بازگو نمايم. در ميان كاروانيان پير مردي ايراني بود. اين پير مردشريف، كاملاً اتفاقي در وقت نماز كنار من نشسته بود. بر نامه‌اي براي اين مهمان‌ها پيش‌بيني كرده بوديم كه بعداز نماز شرحي از وضعيت جبهه‌ها براي آگاهي عزيزان بدهيم. نمايش رزمي هم در اردوگاه كوثر كه دركيلومتر ۱۰ جاده اهواز به سوسنگرد واقع شده بود، براي اين عزيزان پيش‌بيني شده بود. اين پيرمرد خودش را براي من سر لشكر جم معرفي كرد. او فرمانده لشكر زمان طاغوت بود. از من پرسيد:« فرمانده اين لشكر كيست، كجا نشسته است ؟!عرض كردم ، فرض كنيد مثل من باشد. خيلي تعجب كرد! گفت:«مگر مي‌شود يك جوان ۲۳ ساله؟! فرمانده اين قدر جوان باشد؟ من مقدماتي را براي توضيحات و... آماده كرده بودم، قرار شد به عنوان خادم لشكر سيد الشهدا(ع) براي صحبت كردن بروم. من رفتم پشت تريبون براي سخنراني. ايشان همين طور متحير نگاه مي‌كرد وباور نداشت. در طول صحبت‌هاي من همان طور اشك از ديدگانش جاري و در چهره مات ومبهوتش يك حظ معنوي جاري بود. گزارشي از وضعيت جبهه و جنگ دادم. بعد از اتمام صحبت هايم، من را تمام‌قد در آغوش گرفت، گفت همه جوره فكر مي‌كردم، جز اينكه در سپاه اسلام، فرمانده لشكر به اين جواني باشد. گفتم اين هنر ولايت است، هنر امام خميني(ره) است. امام خميني (ره ) به جوانان اعتماد كردند، در آن شرايط سختي كه در جنگ بر ما گذشت. ما مقاطع مختلفي را در جنگ ديديم. از نداشتن امكانات، تجهيزات، تحريم و... تا حضور بني صدر خائن با آن نفاق دروني كه همراهي با آرمان امام (ره) را در سر نداشت و هميشه با رزمندگان نيرو‌‌هاي مردمي وسپاه به شكل تحقير‌آميزي بر‌خورد مي‌كرد. اما رزمندگان ما با رشادت حماسه‌هاي بزرگي را خلق كردند و ما نبايد بگذاريم كه اين مكان‌ها كه ياد آور رشادت‌هاي رزمندگان در سال‌هاي دفاع مقدس است در اثر بي‌توجهي از بين برود.

روند اعزام راهيان نور را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
در چند سال اخير، به لطف خداوندچند اتفاق بزرگ در راهيان نور رخ داده است، اول اينكه راهيان نور از اواخر اسفند و اوايل فروردين عبور كرده و در طول سال هر عزيزي اراده كند، حضورش در آنجا امكان پذير شده است. شايد درشرايطي محدوديت جوي داشته باشيم. اگرهوا گرم باشد، باز زيارتگاه‌هاي ما درخوزستان امكان پذيرش دارند. اما با ظرفيت كمتري. درغرب وشمالغرب و. . . امكانات‌مان هميشگي است. فرآيند سالانه برنامه‌ريزي راهيان نور ما از اوايل ارديبهشت سال تا آخر فروردين سال بعد است. هر چه تلاش كرديم نشد سال شمسي را مبنا قرار دهيم. لذا پيوستگي دارد وايام تعطيلات هم هست؛ براي گزارش سالانه مي‌گوييم از اول ارديبهشت تا آخر فروردين سال بعد. امروز در هر پنج استان خوزستان، ايلام، كرمانشاه، كردستان، ايلام و آذربايجان غربي آمادگي پذيرش راهيان نوروجود دارد. اين كانون توجه به هر پنج استان در‌گير در جنگ معطوف شده است. البته زير ساخت‌ها در خوزستان، ايلام، كرمانشاه، كردستان وآذربايجان غربي شيب پايين‌تري دارد. اما در تلاش هستيم تا توسعه را ايجاد كنيم و آمادگي پذيرش را افزايش دهيم.

اردوهاي راهيان نور تقسيم‌بندي خاصي نيز دارد؟
اما آنچه از راهيان نور مدنظر ما است هماني است كه در قالب كاروان‌هاي سازمان يافته يا خودجوش به اين سفر راهيان نور مي‌آيند. در اصل ما دو دسته كاروان داريم؛ كاروان‌هايي كه در قالب سازمان‌هاي مردم نهاد هستند و بخشي هم خود‌جوش كه خودشان مي‌آيند. براي مراجعه به بخش سازمان يافته يك فرآيند سه گانه‌اي را پيش‌بيني كرديم. در واقع تقسيم كاري بين بخش‌هاي مختلف است. بخش اول زيرساخت زيارتگاه راهيان نور است كه بر عهده ستاد راهيان نور است كه از ابتدا تا انتهاي كار در اختيار ستاد راهيان نور است.
بخش دوم ، اداره زيارتگاه‌هاست كه امروز زيارتگاه‌ها بين سپاه، بسيج و ارتش و مردم تقسيم شده است.
بخش سوم، اعزام، سازمان يافته با محوريت بسيج وسپاه است. سازمان‌هاي ديگرهم كه در اين مسير همراهي مي‌كنند اطلاعات و آمارهايشان پيش ماست. يعني از يك مجاري اعزام مي‌شوند. بنابر اين طي يك فرايندي از سال‌هاي ۸۷ ـ ۸۶ كه باز همين دوره زماني را به نسبتي شامل مي‌شود، ۴۰۰ تا ۴۲۰ هزار كاروان سازماندهي يا خودجوش عازم كربلاي ايران شدند.

در آستانه سال نو با اشتياق بيشتر مردم براي حضور در كاروان‌هاي راهيان نور مواجه مي‌شويد چه برنامه‌هاي ويژه‌اي براي اين ايام داريد؟
برنامه‌ريزي در سازمان بسيج در برگزاري اردو‌‌هاي راهيان نور شامل شش فرآيند است: فرايند اول، نام‌نويسي است ومديريت كاروان، كه مقام مسئول در آن سازمان است، مسئوليت كاروان راهيان نوررا بر عهده خواهد داشت . زائران از هر حوزه و سازمان كه اعزام مي‌شوند، بالاترين مسئول در آن سازمان، مديريت كاروان است.
فرايند دوم، بحث تغذيه است. هركاروان به طور ميانگين به مدت شش روز در راه است كه رسيدگي وتهيه غذاي مورد نيازبه آنها بدون برنامه‌ريزي امكان‌پذير نيست. البته براي زائران خودجوش در اردوگاه‌ها خدمات وغذا با هزينه تمام شده واگذار مي‌شود، چون كارغير انتفاعي انجام نمي‌دهيم. درواقع هزينه تمام شده را پرداخت مي‌كنيم.
فرايند سوم، بخش حمل ونقل است. زائران در سازمان‌هاي مختلف، ازراه‌هاي زميني، ريلي، هوايي و دريايي به راهيان نور اعزام مي‌شوند كه اعزام در بحث هوايي ودريايي در حال حاضر با توجه به نداشتن ظرفيت‌هاي كافي به صورت اندك صورت مي‌گيرد. اما در بحث زميني و ريلي بيشترين اعزام‌ها را داريم. فرآيند بعدي در بخش سخت افزاري است كه آن هم آماده‌سازي وساخت اماكن براي زائران و زائر‌سراها و اردو‌گاه را شامل مي‌شود. ما زائران رادر جاهايي كه در شأن زائران است اسكان مي‌دهيم.
بخش بعد، روايتگري راويان عزيز در دوران دفاع مقدس است كه از صفر تا ۱۰۰ در اختيار نيروهاي مسلح است. اين بخش عرصه‌اي نيست كه سازمان‌هاي ديگر وارد آن شوند. چون نياز به آموزش، كنترل و سطح بندي داريم. ۱۳ هزار و ۵۰۰ راوي دفاع مقدس وجوان داريم كه در ۳ سطح هستند، كه شامل جوانان عزيز ما هم هستند. سطح ۳ داخل خودرو وقطار بر اساس آموزش ودوره‌هايي از روي كتاب مقتل خواني مي‌كنند. حقايق دفاع را به مخاطب آن طور كه بايد به مخاطبين منتقل مي‌كنند. بخش دوم راويان مستقر در زيارتگاه است كه عموما از رزمندگان دفاع مقدس هستند، ولي به صورت تخصصي در يك زيارتگاه يا دو زيارتگاه برنامه دارند. سطح بعدي راويان از فرماندهان دفاع مقدس هستند كه اشراف كامل روي روايت دارند.
بخش ششم فضا‌سازي فرهنگي است كه از محل اعزام آغاز مي‌شود تا مي‌روند در مسير در اردوگاه، در زيارتگاه نمايش رزمي وقتي برمي گردند كه فضا‌سازي با توجه به امكاني كه داريم صورت مي‌گيرد آن هم با كمك دستگاه‌هايي كه داريم انجام مي‌دهند.
كار ديگري كه براي زائرين عزيز انجام مي‌شود، نمايش رزمي است. نمايش رزمي فرهنگي كه خود يك روايت فتح وبصيرت افزايي است وآيتم‌هاي مختلفي هم به نسبت مخاطبينش دارد. اگر استاد باشد، يا اگر دانش‌آموز باشد يا اگر دانشجو يا. . . اما درشاكله كلي، ارائه يك نمايش رزمي از فتوحات سپاه استان است. مثلاً قطعه محل شهادت شهيد حسين فهميده، يا شهيد چمران در آزاد‌سازي پاوه، باز‌سازي شده است كه براي همه اينها كار تحقيقاتي زيادي انجام گرفته است.

مايليم درباره آخرين آمار واطلاعات حضور علاقه‌مندان در كربلاهاي ايران بفرماييد؟!
ما هدفمندي خاصي را درميان زائران دنبال مي‌كنيم. اساتيد دانشگاه وحوزه‌هاي علميه، امروزدربالاترين سطح ممكن حضور دارند كه جاي توسعه هم وجود دارد. جامعه هدف ماهم دانشجويان طلاب، دانش‌آموزان به ويژه دوم دبيرستاني‌ها هستند كه در اين آمادگي دفاعي دارند. ما دوره عملي اين دانش‌آموزان را به راهيان نورآورده‌ايم كه چند سالي است با هماهنگي آموزش پرورش، همراه برادران سپاه وبسيج در اين فرآيند حضور دارند. ما از ۴۰۰ هزار نفر زائر در سال ۱۳۸۸ ـ ۱۳۸۷، به يك ميليون و۴۰۰ هزار نفر رسيده ايم واين تعداد درسال ۱۳۸۹ ـ ۱۳۸۸به يك ميليون و ۸۶۰ هزارنفرودرسال ۱۳۹۰ ـ ۱۳۸۹ به ۲ ميليون و۹۳۴هزار نفر رسيده است. اين آمار در سال ۱۳۹۰ ـ ۱۳۹۱ به ۳ ميليون و۹۳۷هزار يعني حدود ۴ميليون نفر رسيده است و اين تنها آماري است كه ما توانسته‌ايم ثبت نماييم و احتمالاً باقي زائران در زمان‌هايي در مناطق عملياتي و راهيان نور حضور داشته‌اند كه از چرخه ثبت ما خارج شده باشند.
نكته مهم اين است كه آرمان ديگر در اين هدف‌گذاري جهت فرض شده است، جوانگرايي است كه ۸۸ درصد از كاروان‌هاي ما در سال گذشته بار اولي بودند. زائرين عمدتاً جوان‌ها هستند. در سال گذشته كه سه سال است طرح دانش‌آموزي را اجرا مي‌كنيم اين جوانان عزيز درتعطيلات عيد نوروز با همراه خانواده حضور پيدا كردند. راهيان نور جزو يكي از انتخاب‌هاي سفر نوروزي شده ولحظه تحويل سال نو در جوار شهدا بهترين وزيباترين لحظه هارا براي مهمانان رقم مي‌زند. مناطق جنگي وعرصه راهيان نورپهنه وسيعي است كه هيچ كس نمي‌تواند از همه بر‌كاتش استفاده كند و اثر‌گذاري خود را داشته باشد. ما در راهيان نوربيش از ۱۲ هزار نفر خادم داوطلب خواهر وبرادر داريم كه نمي‌توانيم از حضور همه آنها بهره مند شويم. آنها عاشقانه اين مسير را برگزيده‌اند.

بعد از حادثه‌اي كه براي دانش‌آموزان بروجني افتاد، دشمن هزينه زيادي براي به تعطيلي كشاندن راهيان نور صرف كرد، چرا دشمنان از راهيان نور و حضور جوانان در اين حركت فرهنگي عصباني‌اند؟
رسانه‌هاي دوست ودشمن اين حادثه را رصد كردند، اصل اتفاق تلخ بود، اما بعد دشمن به‌جد هجمه كرد. با هر چه در توان داشت به ميدان آمده بود، با چوب، نيزه شكسته و سنگ و. . . به ميدان آمد. معلوم بود كه آنها از اصل راهيان نور ما دلخورند. اين هم به اين دليل است كه اصل راهيان نور كه يك حج بصيرتي است، كاري است اثر گذار، عميق، كوتاه مدت، كم هزينه، پر ثمروپر اثر. هرگاه مي‌خواهيم كار فرهنگي انجام بدهيم كه جوانان ما روي پاي خودبايستند، روي اهداف و آرمان‌ها واهدافشان بايستند، اين براي دشمن بسيارشكننده است. تحمل اين موضوع كه دانش‌آموزان ۱۵ ـ ۱۷ ساله به دركي رسيده‌اند كه درمناطق جنگي وباشرايط خاص در بارندگي و... با پاي برهنه به زيارتگاه شهدا بروند. ايشان به چيزي رسيده كه دشمن را ناراحت مي‌كند وهمه تلاش شان كم رنگ كردن وبه تعطيلي رساندن اردو‌هاي راهيان نور است. چون از ارزش واهميت كار كاملاً آگاهند.
تا قبل از وقوع آن حادثه وتصادف، ۱۱۵هزار نفر به راهيان نور رفته بودند وبعداز آن ۴۸۵هزار نفرتا به امروزدر راهيان نور حضور يافتند. ما حضوراين تعداد زائررا در شلمچه از بركت خون شهدا وپايداري در ارزش‌هاي والاي آنان مي‌دانيم. تمام تلاش دشمن براي ضعيف جلوه دادن اين حركت فرهنگي است. مقصد راهيان نور الهي وارزشمند است ونتايج ثمر بخشي در بين جوانان وجامعه دارد. مشكل ما در حضور بيشتر افراد كمبود اعتبار بود. هم اكنون هم نيروهاي داوطلب دانش‌آموز وفرهنگي درنوبت هستند. اميدواريم اعتبارات لازم مهيا شود.
اما جاي بسي سپاس دارد كه در برابر هجمه‌هاي دشمن، دوستان وامت امام هوشمندانه از راهيان نور حمايت كردند. دولت، مجلس ونيروهاي مسلح وآحاد مردم شريف حمايت كردند و مردم هوشمندانه بچه‌ها را در اين مسير قرار دادند. دشمنان قسم خورده ما به دنبال انتقام‌گيري از دفاع مقدس هستند. برخي نفس‌هاي مسموم با داشتن عقده در پي انتقام‌گيري از دفاع مقدس هستند وبه اين دليل به دفاع مقدس، هجمه وارد مي‌نمايند. اگر بخواهيم هجمه‌هاي دشمن را در جنگ نرم پاسخ بدهيم جوانان ما بايد با ارزش‌هاي دفاع مقدس آشنا شده وبه آن پي ببرند. راهيان نور براي مقابله با هجمه‌هاي جنگ نرم دشمن است. بايد راهيان نور تداوم داشته باش

شهداي زن مي توانند الگوي مناسبي براي جوانان باشند

سردار فضلي در نشست خبري كنگره ملي 7 هزار شهيد زن كشور :
صغري خيل فرهنگ
 
دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۱
جانشين سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به كم توجهي به ۷هزار شهيد زن گفت :« این شهدا مي توانند الگوهای قابل اعتنایی برای جوانان باشند.
به گزارش جوان، سردار علي فضلی صبح ديروز در نشست خبري كنگره ملي ۷ هزار شهيد زن كشور در مجتمع ۱۳آبان حضور يافته بود با اشاره به تلاش بسيج جامعه زنان براي برگزاري اين كنگره گفت : توجه کمي به شهدای زن شده است ، بسیج جامعه زنان کشوربه عنوان نخستین نهاد وارد ميدان شده تا با بر گزاری این کنگره از مقام بلند مرتبه این زنان تجلیل به عمل آورد.
فضلی با اشاره به زمان برگزاري كنگره در ۱۶ اسفند ماه سال جاري در خصوص اهداف آن ، اظهار داشت :قدرشناسی از خانواده های معزز شهدا و تجلیل از خود شهدا ، انتشار فرهنگ متعالی زن شهیده در جامعه اسلامی از جمله اهداف این کنگره به شمار می رود.
جانشين سازملن بسيج مستضعفين با اشاره به برگزاري يادواره هاي زنان شهيد در سراسر كشور ادامه داد : امروز با برگزاری یادواره ها ی موضوعی، فیلم و مستند و چاپ کتاب اثرگذاری ويژه اي در خصوص شهدای زن در جامعه صورت گرفته است که ۱۱۰ تن از اين شهدا توسط منافقین ترور شده اند.
جانشین سازمان بسیج مستضعفین همچنين شهدای زن را الگوهای عامل به تکلیف و آنچه که رسالتشان بوده است ، دانست و گفت: این شهدا برای نسل امروز و آینده الگوهای قابل اعتنا و تمجید هستند و بر آنیم که برای تجلیل از این افراد و معرفی آنها به جامعه کنگره ملی ۷ هزار زن شهید را برگزار کنیم.
فضلی ادامه داد: حیات زندگی شهدای زن مملو از عشق به خدا بوده است و سازمان بسیج مستضعفین به عنوان دبیرخانه شهدای زن و با هدایت گری و مدیریت بسیج جامعه زنان کشور به بخش های مردم نهد در اجرای این کنگره شتافته است.
در ادامه اين نشست خبري مينو اصلاني مسئول بسیج جامعه زنان کشوربا اشاره به اينكه یاد و خاطره شهدا می‌تواند یک سپر قوی در مقابل هجمه‌های دشمني باشد كه عزم خود را علیه فرهنگ اصیل اسلامی جمع كرده ، گفت : کاری که شهدا کردند در تاریخ ماندگار است و امروزوظیفه ما پیام‌رسانی و زنده‌ نگه‌ داشتن یاد و خاطره این عزیزان است واين اقدام اقدامی ارزشمند، بنیادی و اساسی است.
اصلاني در ادامه افزود: از سال ۱۳۷۵ بسیج فعالیت خودش را در زمینه شناسایی شهدای زن آغاز کرد و در سه سال گذشته با تصمیم رئیس سازمان بسیج مستضعفین سردار نقدی تصمیم گرفته شد شهدای زن به صورت چهره به چهره شناسایی شوند، که برای جوانان بسیار جذاب است و می‌تواند در زندگی یک فرد تحولی اساسی ایجاد نمايد.

وي با اشاره به شهيد شاخص سال جاري« شهيده ناهيد فاتحي كرجو» اظهار داشت : مقاومت اين شهيده به نسل امروز درس شجاعت می‌دهد و حضور بی‌نظیر شهید سیاری می‌تواند راهگشای زندگی امروز زنان و جوانان ما باشد.
وی همچنين به برنامه‌های کنگره ۷ هزار شهید زن اشاره كرد وافزود: در برنامه‌های کنگره سنین و صنوف مختلف مورد نظر قرار گرفته شده است به عنوان مثال در رده سنی نونهالان تألیف دو جلد کتاب، انیمیشن و برنامه‌هایی که در شهادت حضرت رقیه (س) برگزار شد را می‌توان نام برد.
رئيس بسيج جامعه زنان كشور خاطرنشان کرد: در سطح نوجوانان در مدارس کشور اقدامات خوبی انجام شده است که از آن جمله می‌توان به مسابقات داستان کوتاه و مسابقات روزنامه دیواری در سراسر کشور اشاره کرد.
اصلانی در ادامه گفت : تاکنون ۷ هزار وبلاگ و سایت ویژه‌ای به نام زنان شهید راه‌اندازی شده است که شامل زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهدای زن کشور است.
وي همچنين از دریافت ۹۶۰ مقاله و دل‌نوشته که برای دبیرخانه این کنگره ارسال شده است خبر داد و تصريح كرد : این مقالات و دل‌نوشته‌ها در قالب یک نمایشگاه در حاشیه این کنگره به نمایش گذاشته می‌شود و بیش از ۶۰ عنوان کتاب در این نمایشگاه عرضه مي شود.
اصلاني با اشاره به پيام پر محتواي آیت‌الله جوادی آملی به كنگره شهداي زن بيان داشت :سیره عملی شهدای زن راهگشای زندگی جوانان جامعه امروز است .

رمز عبور مردان كربلاي5

روايت «جوان» از شهيد غلامعلي هاشم‌ترابي
 
مهدي كريمي
 
سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۰۵
آري! به حق گفته‌اند كه كربلاي۵، صحراي كربلاي سربازان امام(ره) بود. عملياتي كه عزيزترين ياران امام خميني(ره) آسماني شدند. عملياتي كه رزمندگان و دلاوران رشيدش با رمز يا زهرا(س) راهي ميدان نبرد شده و چون مادرشان مجروح شدند. آنچه در پي مي‌آيد يادكردي است كوتاه از زندگي و شهادت شهيدي از خطه همدان، شهيد غلامعلي هاشم‌ترابي.
درست در همان سالي كه امام خميني(ره) از سربازان در قنداق سخن مي‌گفت، خداوند به داداشعلي و فاطمه فرزندي عطا فرمود كه نام او را غلامعلي نهادند. غلامعلي در سال ۱۳۴۲در دستجرد همدان در خانواده‌اي متدين و مذهبي به دنيا آمد. از همان آغاز كودكي شور حسيني در وجودش شعله مي‌كشيد، هميشه در مسجد و حسينيه خادمي عاشقان اهل‌بيت را مي‌كرد. كودكي بيش نبود ولي نمازهايش را هميشه اول وقت بجا مي‌آورد و روزه‌هايش را كامل مي‌گرفت.

غلام والدين
هر سختي و دشواري را بر خود آسان و گوارا مي‌دانست. ولي هيچگاه نمي‌توانست ناراحتي پدر و مادر را ببيند. غلامعلي خود را غلام والدين خود مي‌دانست. پدر كه كشاورز بود. غلامعلي دست راست پدر بود. با تمام وجود تلاش مي‌كرد تا كاري بر زمين نماند تا نوبت به پدر برسد.

يار نيازمندان
هر كس كاري داشت نياز نبود تا درخواست كند بلكه همين كه به گوش شهيد هاشم‌ترابي مي‌رسيد خود را به آنجا مي‌رساند. يكي از آشنايان تعريف مي‌كرد: نمي‌دانم غلامعلي از كجا شنيده بود كه خانه ما نياز به برق‌كشي دارد، به منزل ما آمد و كار برق‌كشي خانه ما را انجام داد و خداحافظي كرد و رفت. نسبت به فقرا و مستمندان يار و غمخوار بود. درد نيازمندان را درد و مشكل خود مي‌دانست.

حماسه در فاو
با سن كم به همراه پدر و برادر در راهپيمايي‌هاي دوران انقلاب شركت مي‌كرد. آن روزها كه هنوز نهاد‌هاي دولتي استحكام نيافته بود و كنترل و حفظ امنيت بر عهده نيروهاي مردمي و پايگاه‌هاي بسيج بود شهيد هاشم‌ترابي پاي ثابت پايگاه بسيج بود و شب و روز براي حفظ امنيت مخلصانه نگهباني مي‌داد.چندين بار براي اعزام به جبهه اقدام كرد و دوره آموزش نظامي را در پادگان قهرمان همدان گذراند ولي اجازه حضور نيافت چون برادرش هم در جبهه بود اما سرانجام خود را به والفجر ۸ و حماسه‌آفريني در فاو رساند و در پيروزي قهرمانانه سربازان رشيد خميني سهيم شد.

كربلاي۵، آخرين وداع
شهيد هاشم‌ترابي در سال ۶۳ ازدواج كرد و در حالي كه منتظر تولد فرزندش بود راهي عمليات كربلاي۵ شد. دو روز قبل از شهادت با برادر تماس گرفت و آخرين وداع را با او زمزمه كرد. سرباز رشيد خميني كبير با رشادت از تمام موانع و از دل تير، تركش و خمپاره خود را تا سنگر دشمن رساند. كربلاي۵ بال آسماني شدن خيلي از دلاورمردان خميني بود. آري! رمز عبور مردان كربلاي۵، ولايتمداري‌شان بود. شهيد غلامعلي هاشم‌ترابي هم يكي از همين دلاوران بود كه افتخار مردان فاو شد. پيكر پاكش ۵۵ روز در مواضع دشمن ماند تا بعد از عمليات و عقب‌نشيني دشمن جسم پاكش راهي آغوش گرم مادر شد و لباس خونينش هديه تولد تنها دخترش شد.

شلمچه با خون اميرمسعودها «آسماني»‌ شد

روايت «جوان» از شهيد امير‌مسعود آمره‌اي در آستانه 10 اسفند سالروز شهادتش
 
مبينا شانلو
 
سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۰۷
شهدا در همه محافل و صحنه‌ها حضور دارند و مصداق كلام‌الله در قرآن هستند و تصور اينكه آنها مرده‌اند خيال باطلي است بلكه زنده‌اند و ناظر بر كارهاي ما. عمليات كربلاي ۵ معبري بود براي رسيدن شهدايي از تبار آسماني‌ها.اميرمسعود آمره‌اي يكي از همان كساني است كه راه وصال خويش را از معبرهاي كربلاي ۵ يافت و آسماني شد. براي آشنايي با اين بسيجي شهيد كه در ۱۶ سالگي در ركاب مولايش به شهادت رسيد، ساعتي پاي صحبت‌هاي خواهرش زهرا آمره‌اي نشسته‌ايم كه از نظرتان مي‌گذرد.
امير‌مسعود آمره‌چلويي، فرزند سلطانعلي روز ۱۰ آبان‌ماه سال ۱۳۴۹ در تهران و در بين خانواده‌اي متدين چشم به جهان گشود. امير‌مسعود اولين پسر و پنجمين فرزند خانواده‌اش بود.پدرش سلطانعلي سرايدار شركت دارويي و مادرش محبوبه خانه‌دار بود. وي تحصيلات خود را تا مقطع سوم دبيرستان در رشته رياضي با موفقيت پشت سر گذاشت. از همان دوران كودكي علاقه‌اي عجيب به نماز و مراسم مذهبي داشت. در بحبوحه انقلاب اسلامي با توجه به سن كمي كه داشت همگام با همسن و سالان خود وظايف انقلابي خود را انجام مي‌داد و هرچه در توان داشت براي پيروزي انقلاب هزينه مي‌كرد. با شور و شوق فراواني همراه با والدينش در تظاهرات شركت مي‌كرد. پس از پيروزي انقلاب فعاليت خود را در بسيج مسجد محل و پايگاه شهيد بهشتي آغاز كرد. در تابستان سال ۱۳۶۴ در ۱۵ سالگي از طرف بسيج دبيرستان به مدت دو ماه به جبهه رفت. بار دوم در سال ۱۳۶۵ با لشكر حضرت رسول اكرم (ص) به مدت ۱۰۰ روز در جبهه شلمچه در طول عمليات كربلاي ۵ حضور داشت. در هفته‌هاي اول مأموريت خود از ناحيه صورت و سينه مجروح شد، اما همچنان در جبهه ماند. هر چند زمان مأموريت امير‌مسعود پايان يافته بود اما عاشقانه در ميدان كربلاي ۵ ماند تا اينكه در تاريخ ۱۰ اسفندماه ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به پا و دست و شكم جام شهادت را نوشيد و آسماني شد. يكي از خاطراتي كه از شهيد مي‌توانم نقل كنم اين است كه خيلي باغيرت بود، به خانواده‌اش حساسيت زيادي داشت. يك روز كه خواهرش همراه با مادرش به مدرسه‌اش رفته بود كه ببيند از طرف مدرسه موردي ندارد كه به جبهه برود، خواهرش را در راه ديد، به خواهرش گفت، شما از شوهرتان اجازه گرفته‌ايد كه به مدرسه آمديد آيا شوهرت راضي است. پدرش مغازه‌اي داشت به او مي‌گفت: پشت در مغازه بنويسيد و بزنيد كه از پذيرش خانم‌هاي بدحجاب معذوريم و به آنها كالا نمي‌دهيم، خواهرش و مادرش به او گفتند، اگر اينطور بنويسيم كه ديگر هيچ مشتري‌اي نخواهيم داشت چون اكثراً بدحجاب هستند. اگر خانم بدحجابي هم به مغازه مي‌آمد، جواب ايشان را نمي‌داد، به مادر و پدرش مي‌گفت: بياييد ببينيد كه اين زن چه مي‌خواهد، مادرش با او دعوا مي‌كرد و مي‌گفت: چرا مي‌گويي زن بايد بگويي خانم. مي‌گفت:‌اگر خانم بود حجابش را رعايت مي‌كرد. وقتي خبر شهادت دوستانش را مي‌شنيد، مي‌گفت: «عيبي ندارد، ما همه شهيد مي‌شويم.»
بخشي از وصيتنامه شهيد اميرمسعود آمره‌اي
بسم‌الله‌الرحمن الرحيم
من المؤمنين رجال صدقوا
مرگ راهي است كه همه را به سوي خود مي‌برد و رفتن به سوي آن به دست هيچ كس نيست جز خدا اما چه خوش است رفتن هم زيبا باشد و با مرگ زيبا و خوبي همراه باشد و انساني كه مي‌خواهد حركت را آغاز كند و به يگانگي خدا شهادت بدهد كه اشرف الموت الموت شهادته و واقعاً شهادت ميانبري است براي رسيدن سريع‌تر به كمال مطلوب و ان‌شاءالله اين جور از ميانبر هم نصيب ما شود، از شما عزيزان و خانواده محترم و اهالي محل و بسيجيان مي‌خواهم كه راه مرا ادامه دهيد و مرا حلال كنيد كه در آن دنيا حق‌الناس تاوان سختي دارد و از خانواده عزيزم مي‌خواهم كه در شهادت من غم را كنار بگذارند و به فكر شادي باشند زيرا آنها شفيعي در آن دنيا دارند و كاري نكنند كه موجب شادي دشمنان اسلام باشد و از اهالي محترم مي‌خواهم راه بنده حقير را ادامه دهند و در خط انقلاب و امام باشند و با هم وحدت داشته باشند تا دشمن در ميان آنها نفوذ نكند.

يادكردي از شهيد يوسف افشاريان فرمانده واحد عمليات تيپ 39 بيت‌المقدس

 
گلوله‌هايش را با نام خدا بدرقه مي‌كرد
مبينا شانلو
 
سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۹
شهيد «يوسف افشاريان» در سال ۱۳۳۷ در روستاي«دولتشاه» درشهرستان «بيجار» به دنيا آمد. در سال ۱۳۴۳ به مدرسه رفت. تا پايان سال اول راهنمايي به تحصيل ادامه داد و به دليل مشكلات مادي از ادامه تحصيل باز ماند. در تيرماه سال ۱۳۵۶ به خدمت سر بازي فرا خوانده شد و پس از آنكه دوره آموزش نظامي خود را در پادگان عجبشير پشت سر گذاشت، به لشكر ۲۸پياده كردستان اعزام و مشغول خدمت شد. با اوج گرفتن انقلاب اسلامي و صدور فرمان تاريخي حضرت امام(ره) مبني بر فرار سربازان از سربازخانه‌ها، محل خدمت خود را ترك كرد و در شهرستان بيجار به فعاليت‌هاي سياسي عليه رژيم منفور پهلوي پرداخت. يوسف يك ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تصميم گرفت كه به محل خدمت خود بازگردد. در اسفند ماه سال ۱۳۵۷ يعني درست آن روزي كه لشكر ۲۸ پياده كردستان به محاصره نيرو‌هاي ضدانقلاب درآمده بود، به محل خدمت مراجعه كرد. با وجود آنكه مي‌توانست از لشكر خارج شود اما با عنايت به روحيه ايثار و مردانگي سرشاري كه داشت ايستاد و با همان لباس شخصي به مبارزه با نيرو‌هاي ضدانقلاب پرداخت.

مبارزه عليه ضدانقلاب
يوسف كه در فروردين‌ماه سال ۱۳۵۸ خدمت خود را تمام كرده بود در سال ۱۳۵۹و با مشاهده مزاحمت‌هايي كه ضد انقلاب براي مردم و نظام ايجاد مي‌كردند، به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان بيجار در آمد و به مبارزه عليه دشمنان ملت ايران پرداخت. در سال ۱۳۶۰ ازدواج كرد كه ثمره آن دو فرزند پسر است. يك ماه از ازدواجش مي‌گذشت كه در يك در‌گيري با نيرو‌هاي ضدانقلاب در روستاي كوپه قران تكاب از ناحيه پا مجروح شد اما پس از آنكه بهبود يافت براي فراگيري آموزش‌هاي چتربازي به تهران رفت. در پي سپري كردن مدت شش ماه آموزش چتر بازي براي مربيگري به اروميه انتقال يافت. مدتي نيز فرمانده عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان ديواندره شد.

بال‌هايي براي آسماني شدن
اين سردار شهيد بعد از يك سال، فرماندهي عمليات تيپ ۳۹ بيت‌المقدس (تيپ شهيد افيوني) را پذيرفت. مدت دو سال و چند ماه در آن سمت ماند. در تاريخ ۱۱/۴/۶۵ پس از عمليات كربلاي يك كه به آزادي مهران انجاميد، مأموريت يافت تا در مرز‌هاي خروجي مهران از خارج شدن نيرو‌هاي دشمن جلو‌گيري كند اما در حالي كه سوار موتور بود از ناحيه سينه مورد اصابت تركش خمپاره دشمن قرار گرفت و آسماني شد.

لياقت شهادت
مزار مطهر سردار شهيد يوسف افشاريان در گلزار شهداي شهرستان بيجار است. مكاني كه شيرمردي را به آرامي در خود جاي داده و اكنون به فرموده مقام معظم رهبري در كنار مزار ساير شهدا زيارتگاه اهل يقين است. دوستانش درخصوص خصوصيات رفتاري يوسف مي‌گويند كه او بسيار آرام و صبور بود. از هيچ موقعيتي نمي‌هراسيد. شجاعت او به حدي بود كه وقتي بعضي از نيرو‌هاي دشمن به اسارت درمي‌آمدند، به شجاعت و بي‌باكي او اعتراف مي‌كردند. معنويت ويژه‌اي در وجود يوسف حاكم بود. توكل عجيبي داشت. قبل از دست زدن به ماشه اسلحه، بسم الله‌الرحمن‌الرحيم مي‌گفت. كمتر عصباني مي‌شد. او از برطرف ساختن مشكلات و معضلات لذت مي‌برد و همواره دنبال به عهده گرفتن كارهاي سنگين و طاقت فرسا بود. هر كسي كه او را نمي‌شناخت در برخورد اول احساس نمي‌كرد با فرمانده واحد عمليات كه يكي از مهم‌ترين واحدهاي سپاه در جنگ بود، روبه‌روست. شهيد افشاريان معتقد بود شهادت سعادتي است كه به واقع لياقت مي‌خواهد.

از جهاد تا جهاد در سرزمين حماسه‌هاي ماندگار

گزارش «جوان» از سومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي در استان خوزستان
 
صغري خيل‌فرهنگ
 
چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۱۳
نخستين هم‌انديشي نخبگان جهادي با حضور ۳۱۳ نفر در ۲۸بهمن ماه سال ۱۳۸۹ به مدت چهار روز در بشاگرد برگزار شد كه به راستي مهر تأييدي بود بر تداوم راهي كه سال‌ها پيش مرحوم حاج عبدالله والي، اين اسوه جهادي، به بشاگرد باز كرد. درست يك سال بعد از هم‌انديشي بشاگرد، قلعه گنج كرمان ميزبان دومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي در سوم اسفند سال ۹۰ شد، اما سومين هم‌انديشي در تاريخ ۹ تا ۱۱ اسفند سال جاري (۹۱) به ميزباني سازمان بسيج سازندگي و مركز مطالعات راهبردي و هدايت حركت‌هاي جهادي در حالي برگزار شد كه جمعي از مسئولان كشوري و لشكري، مسئولان استاني و همچنين ۱۵۰ نفر از نخبگان، فعالان و صاحبنظران گروه‌هاي جهادي منتخب سراسر كشور در آن حضور داشتند و با شعار «جهاد تا جهاد» تجديد ميثاق ‌خود با مولا و مقتداي‌شان امام خامنه‌اي را اعلام كردند. آنچه در پي مي‌خوانيد گزارشي از سومين هم‌انديشي نخبگان جهادي است كه پيش رو داريد.


دوكوهه جولانگاه عاشقان

مبدأمان تهران بود ومقصدمان خوزستان؛ سرزمين صبر و استقامت در روزهاي سخت و دوران پرافتخاردفاع مقدس كه زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهدا و اتصال بيش از پيش حركت‌هاي جهادي به اين دوران طلايي بهانه‌اي شد تا اين بار هم‌انديشي جهادگران در اين استان مرزي برگزار شود.
ايستگاه اول سفرمان هم دوكوهه صبوروغريب بود. همان جايي كه به محض ورود ميان خاك‌هاي پر زنورش دلت مي‌گيرد براي مظلوميت حاج همت، براي رشادت برادر احمد، براي صفاي قجه‌اي‌ها و كريمي‌ها و... اما دلت آرام مي‌شود، وقتي حسينيه حاج ابراهيم همت را در دل پادگان دوكوهه مي‌بيني كه سال‌ها پيش از اين جولانگاه رزمندگان و شهدا بوده و اينك نيز استوار ايستاده و هنوز عطر و بوي شهدا را مي‌دهد.
بعد از درنگي در دوكوهه ايستگاه بعدي‌مان انديكاست. اين منطقه محروم ميعادگاه جهادگران امروز است. شهرستان انديكا در بخش چلو درمرز استان خوزستان و چهار محال و بختياري قرار دارد. در مسير رسيدن‌مان به روستاي زاووت محل آغاز هم‌انديشي، مسئول بسيج سازندگي خوزستان «عبدالله مدمليل» در خصوص شرايط منطقه انديكا مي‌گويد: بيش از يكهزار روستا در منطقه انديكا وجود دارد و با وجود سد شهيد عباسپور و رود كارون، حدود ۹۰ درصد روستاهايش فاقد آب سالم و بهداشتي هستند. مدمليل در ادامه اظهار مي‌دارد: به اميد خدا برگزاري هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي در انديكا، تبعات مثبت و سازنده‌اي براي اهالي منطقه در پي خواهد داشت. 

جهاد تا جهاد 

به محض رسيدن‌مان به روستاي زاووت، سومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي با حضور سردار محمدرضا نقدي رئيس سازمان بسيج، سردار خراساني مسئول بسيج سازندگي، شكرخواه مسئول بنياد بركت و جمعي از مسئولان محلي و جهادگران و مردم واهالي روستاي زاووت برگزار شد. متأسفانه عدم برنامه‌ريزي صحيح و اصولي از طرف مركز مطالعات راهبردي و هدايت حركت‌هاي جهادي كاروان رسانه را مجبور كرد تا به محض رسيدن وارد اين هم‌انديشي شوند؛ هم‌انديشي‌اي كه با شعار جهاد تا جهاد كار خود را آغاز كرد.
در ابتداي مراسم، وحيد كمرروستا دبير اين هم‌انديشي با خوشامدگويي به حضار ومدعوين، به اهداف اين همايش اشاره كرد و گفت: شروع مرحله تدوين نظام برنامه‌اي حركت‌هاي جهادي براساس نقشه راه حركت‌هاي جهادي، تبيين و بررسي موضوعات راهبردي، نقش حركت‌هاي جهادي در بيداري اسلامي و تحولات بين‌المللي و همچنين تحقق اقتصاد مقاومتي، راهكار‌هاي دستيابي به سبك زندگي جهادي و فراگير كردن اين فرهنگ در جامعه، تبادل راهكارها، تجربيات و الگوهاي موفق افراد و گروه‌هاي جهادي نمونه ملي و استاني، تبيين نقشه راه حركت‌هاي جهادي و دريافت نظرات نهايي انديشه‌ورزان جهادي، از اهداف برگزاري سومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي است.
كمرروستا همچنين ارزيابي پيشرفت حركت‌هاي جهادي در يك‌سال گذشته نسبت به اهداف عالي سند چشم‌انداز، گزارش مجامع برگزار شده انديشه‌ورزان جهادي در سال‌هاي قبل و اعلام برنامه‌هاي كمي و كيفي حركت‌هاي جهادي در سال‌هاي آينده را از ديگر اهداف برگزاركنندگان هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي عنوان كرد. در ادامه مراسم سردار محمدرضا نقدي و سردار مجيد خراساني به دليل خستگي مدعوين و جهادگران بدون سخنراني، مراسم را با اهداي جوايز به برترين‌هاي جهادي نظير محمدصادق فلاح‌زاده، محمدعلي اخوان، حميده عزيزي، نورالدين زنديه و اميد مرندي به پايان رساندند. 

روز دوم 

در روز دوم سفر، ادامه مراسم هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي لحظاتي پس از نماز صبح در روستاي زاووت، آغاز شد. سردار محمدرضا نقدي درجمع جهادگران حضور يافت و گفت: در دين مبين اسلام خدمت كردن به مردم بالاترين عبادت‌هاست.
نقدي با اشاره به سيره امام علي(ع) كه بدون بهره‌مندي مادي براي خود، براي بهره‌مندي مردم تلاش مي‌كردند، تصريح كرد: همانطور كه امام خامنه‌اي فرمودند بسيجي آبادگر است اما خود اهل دنيا نبوده و براي ديگران كار مي‌كند. وي افزود: در جامعه اسلامي بايد هر فرد تمام عمر خود را مانند يك اردوي جهادي بداند و انسان كامل انساني است كه كل زندگي‌اش اردوي جهادي باشد.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين در بخش ديگري از سخنان خود دعوا براي رسيدن به قدرت را در آموزه‌هاي ديني مذموم دانسته و خاطرنشان كرد: بايد فرهنگ جهادي در تمامي ابعاد جامعه از جمله انتخابات حاكم شود و تنها راه نجات جامعه، ترويج اين فرهنگ است و دولت بايد فرهنگ جهادي را در خود اجرا كند.
نقدي در ادامه اظهار داشت: براي تحقق جامعه اسلامي رئيس‌جمهور نيز بايد دوره چهارساله خود را يك اردوي جهادي بداند نه اينكه منصبي براي قدرت پنداشته و در مسير قدرت‌طلبي در فكر انتخاب دوستان و اطرافيان خود براي رياست باشد.
وي لازمه تحقق فرهنگ جهادي را توجه به خود دانسته و افزود: بايد اين فرهنگ و خصوصيات آن را در خود نهادينه كنيم كه اين امر اقتضائاتي دارد و بايد در هر دوره نيازسنجي به عمل‌ آيد.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به موفقيت‌هاي نظام اسلامي در رفع محروميت بيان كرد: زحمات نظام در محروميت‌زدايي و پيشرفت‌هاي حاصله در سال‌هاي پس از انقلاب بي‌سابقه بوده است. 

زادگاه شهيد صفري 

ادامه مراسم به حضور جهادگران واهالي رسانه در مناطق روستايي انجاميد؛ حضوري كه در نتيجه همراهي با اهالي خونگرم و صميمي روستايي طراوت و نشاط تازه‌اي به شريان‌هاي جهادگران رساند. روحاني همراه كاروان رسانه حجت‌‌الاسلام مهدي رضوي از فعالان جهادي گروه بلاغ‌المبين است كه برايمان از مردم و مشكلات روستاهاي محروم زاووت، گرداب و ليره صحبت كرد.
شهرستان انديكا كه روستاهاي زاووت، ‌گرداب و ليره در آن قرار دارند، يكي از مناطق واقعاً محرومي است كه در سال ۱۳۸۴ با حضور حجت‌الاسلام مرادي از فعالان جهادي كشف شد. او طي نامه‌اي به امام خامنه‌اي وشرح شرايط و موقعيت و محروميت‌هاي موجود منطقه، مي‌تواند به لطف خداوند اعتباري به مبلغ ۱۲۰ميليارد تومان دريافت كند و در كنار آن نيز استانداري خوزستان ۶۰ ميليارد تومان براي رفع محروميت وايجاد امكانات اوليه در روستاهاي محروم شهرستان انديكا بخش چلو بودجه اختصاص مي‌دهد.
روستاي ليري يكي از همان روستاهاي كم برخوردار است كه با ۳۰۰ نفر جمعيت از ابتدايي‌ترين امكانات اوليه براي زندگي چون آب آشاميدني، برق، جاده، خانه بهداشت، پزشك و... برخوردار نبود. در كنار اين روستا به روستاي گرداب رفتيم. اين روستا يكي ديگر از روستاهاي محرومي است كه اكثر اهالي آن چادرنشين هستند و در سخت‌ترين شرايط و سرماي سرد و برودت هواي منطقه در چادر زندگي مي‌كنند. اينجا كه مي‌آييد يادتان باشد سراغي از سرويس بهداشتي و حمام نگيريد! چون اهالي روستااز داشتن اين امكانات محروم هستند.
اما اهالي روستاي ليره درس آزادگي و مردانگي‌اش راچه در دوران انقلاب وچه دردوران دفاع مقدس به نيكي پاس كرده‌اند. اين روستا با افتخارنام شهيد شاهرخ صفري را بر تارك خود دارد. شهيد شاهرخ صفري به محض شنيدن نداي مولا وامام زمان خويش راهي ميدان نبرد حق عليه باطل مي‌شود. پيكر شهيد شاهرخ دوسال بعد به جمع خانواده‌اش مي‌پيوندد و در روستاي ليره آرام مي‌گيرد.
اهالي روستا از اخلاق خوب و پسنديده‌اش بسيار سخن مي‌گويند. او وظيفه خود را در حق كشورش به خوبي ادا نمود واينك نوبت به جهادگران است كه در عرصه محروميت‌زدايي كمر همت راست كرده و آستين دست‌هاي پر توان خويش را بالا بزنند تا بازوان نظام شوند و در رفع محروميت روستا‌ها همت كنند. 

سركلا و آب باران 

روستاي ديگري كه ما براي اندك دقايقي به محضر اهالي‌شان رفتيم، سركلا است. سركلا به معناي چيده شدن سنگ‌ها روي هم است واحتمال بسيار به نوع و سبك خانه‌هاي اهالي روستا بازمي‌گردد. اهالي به استقبالمان آمدند و با دوغ تازه‌اي كه از مشك‌هايشان مي‌جوشيد از ما پذيرايي كردند. در سركلا خانه‌ها سنگي است و هيچ بناي ساختماني در آن ديده نمي‌شود. همه محيط خانه مهدي اسفندياري از اهالي روستا همان چادري است كه جمعش به ۲۴ متر نمي‌رسد. او در كنار هشت فرزندش در اين چادر روزها و شب‌هايش را مي‌گذراند. اساسي‌ترين فرق اين مردم با مناطق ديگر همين است كه به محض ديدن ما، سفره‌شان را باز كردند و ناهار را مهمان نان بلوط، كره محلي و دوغ دست‌سازشان شديم. اينجا مهمان بي‌هيچ دعوتي در كنار سفره ميزبانش مي‌نشيند. آري اينجاست كه صفاي دل مردم از هر لذتي گوارا‌تر مي‌نمايد. آنها براي تهيه آب آشاميدني، آب باران را در تانكر جمع و از آن استفاده مي‌كنند.
مهدي رضوي روحاني همراهمان و جهادگر بلاغ‌المبين از همكاري نه چندان مناسب وعدم همراهي مسئولان استان خوزستان گله‌مند است. او از همراه نبودن مسئولان كه از دادن حداقل امكانات چون وسيله نقليه هم در حق جهادگران آن هم در آن جاده‌هاي وحشتناك و پرفراز و نشيب سر باز زدند برايم با آه سخن گفت. رضوي از دولتي شدن حركت‌هاي جهادي چندان رضايت ندارد زيرا همه تلاش بچه‌ها همت آنها در گير و دار بوروكراسي و امروز و فردا‌هاي سيستم‌هاي اداري گم مي‌شود اما او در ادامه همراهي مردم، جهادگران و مسئولان را براي بهتر انجام شدن و تسريع در كار لازم دانسته و گفت: اين سه عنصر سه ضلع مثلث حركت‌هاي جهادي در روستاها هستند كه اگر در كنار هم قرار بگيرند بهتر از هر عاملي مي‌توانند كار جهادگران را پيش ببرند.
اين فعال جهادي به طور اجمال از محروميت روستا سخن گفت، از نداشتن آب آشاميدني، نبود برق، حمام و سرويس بهداشتي و از همه مهم‌تر جاده مواصلاتي بين روستاها، به گفته او ۳۰۰ روستا در بخش چلو وجود دارد. هر چهار روستا يك مدرسه و هر ۳۰۰روستا تنها يك دبيرستان دارد. تنها يك خانه بهداشت در منطقه شين بار وجود دارد كه پزشك و حتي دارو هم ندارد. همه اهالي در شهرستان انديكا شيعه هستند اما از لحاظ مذهبي و ديني در حد بسيار پاييني قرار دارند. آنها نماز جماعت را نمي‌شناختند و از احكام اوليه ديني اطلاعي ندارند. ظاهراً اولين مرتبه‌اي كه حاج آقا مرادي به روستا آمده بود بچه‌ها فكر مي‌كردند كه او، امام خميني است.
اينجا مدارس و سال تحصيلي‌شان در اوايل آذرماه شروع مي‌شود و اول ارديبهشت سال تحصيلي‌شان پايان مي‌پذيرد اما متأسفانه دو تا سه درصد از دانش‌آموزان امكان ادامه تحصيل برايشان فراهم مي‌شود. رضوي در ادامه گفت: ما در ايام محرم و ماه صفر براي آشنايي مردم با احكام و مناسبت‌هاي مذهبي مي‌آييم. كسب و كار مردم و اهالي روستا كشاورزي و دامداري است. جو، گندم و بلوط از محصولات عمده‌شان است. ما هم سعي كرديم به عنوان يك جهادگر نخ تسبيحي باشيم و پل ارتباطي بين مردم محروم و مسئولان، لذا اميدواريم همه مسئولان منويات امام خامنه‌اي را سرلوحه كارهايشان قرار بدهند و در رفع محروميت و عدالت‌محوري تلاش مضاعف نمايند. 

پيوند دو جهاد 

بازديد از روستاها كه تمام شد، نوبت به مراسم اختتاميه سومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي رسيد. در اين مراسم سردار مجيد خراساني مسئول بسيج سازندگي با اشاره به دليل انتخاب استان خوزستان به عنوان ميزبان اين هم‌انديشي گفت: دلايلي همچون وقوع جنگ تحميلي در استان خوزستان و رشادت‌ها و جهادگري‌هاي رزمندگان دفاع مقدس، پيوند جهادگران آن دوران با جهادگران كنوني و همچنين تجديد پيمان با آرمان‌هاي شهدا و امام راحل، اين منطقه به عنوان ميزبان امسال هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي انتخاب شد.
خراساني در ادامه افزود: نسل سوم و چهارم انقلاب در مقايسه با نسل قبلي كار سخت‌تري را برعهده دارند چراكه اين نسل بايد جهاد اكبر و جهاد اصغر را تلفيق كنند، از اين رو شعار جهادگران نيز از جهاد تا جهاد است. وي همچنين در خصوص هدف برگزاري سومين هم‌انديشي انديشه‌ورزان جهادي بيان داشت: همان طور كه در ديدار تاريخي جهادگران با رهبري در سال ۸۹ با ايشان عهد كرديم، جهادگران هر ساله در يكي از نقاط محروم كشور جمع مي‌شوند تا تجديد ميثاقي با رهبر و مقتداي خويش داشته باشند تا به اين سان به ايشان بگويند كه بسيجيان با تمام توان براي رسيدن به اهداف والا و ارزشي خود در تلاشند. اختتاميه هم‌انديشي، با حضور همه جهادگران در يادمان فتح‌المبين به كار خود پايان داد. آغاز و انتهاي اين هم‌انديشي با نام و ياد شهدا همراه شد و اميد كه به فضل خداوند منان اين اتفاق ميمون دليلي شود براي هر چه بهتر خدمت كردن جهادگران كه با ياري خدا در آينده مديران برجسته‌اي براي كشورمان خواهند شد.

به بهانه پيوستن روح ملكوتي مادر شهيدان آرامش به 2 فرزند شهيدش

 
درس عشق «مرحمت» محمود و ابراهيم را آسماني كرد
صغري خيل‌فرهنگ
 
سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۵
مدت زيادي از دوران دفاع مقدس سپري شده است، اما آنچه ما از جنگ، دفاع، رزمندگان، عمليات‌ها، شب‌ها و روزهاي جبهه‌ مي‌دانيم چيز زيادي نيست. ما از پشت جبهه‌هايمان هم چندان خبري نداريم. ما از حماسه مادران و رشادت پدران، صبر همسران و ايستادگي فرزندان شهدا و ايثارگران اطلاع چنداني نداريم. ما از آنچه در اين گنجينه معنوي نهفته است كمتر از آنكه بايد مي‌دانيم. گويي اين گنج تمام و كمال استخراج نشده است. ما از جانبازي‌ها، از سردادن‌ها، از تفحص شده‌ها، از مانده در خاك‌هاي آسماني، از دست‌ها وپاهاي جامانده نمي‌دانيم. ما حتي خيلي از گفته‌ها را هم نشنيده‌ايم. ما از دلاوري زنان ماندگار در تاريخ حماسه‌هاي ايران هم زياد نمي‌دانيم. ما از الگوهاي عملي و نمونه‌هاي عيني كه مصداق فرموده امام شده‌اند و از دامنشان مردان آسماني به عرش برين راه يافته‌اند، هيچ نمي‌دانيم.
آري! شايد گهگاهي نبودن‌هايشان بيشتر از هر تلنگري بودنشان را به ما متذكرشوند و بهاي سنگيني بابت رفتنشان بپردازيم اما هميشه كوتاهي مي‌كنيم. ما يادمان مي‌رود كه يادگاران شهدا منبع عظيم خاطرات و شنيده نشدن‌هاي يادگارانشان هستند و هر از چند گاهي درگذشت مادران شهدا و پيوستن‌شان به فرزندانشان، دلمان را مي‌آزارد. حدود يك ماه و اندي پيش خبر درگذشت مادر شهيد ديگري وجودمان را سرشار از اندوه كرد. پيكر «مرحمت گلشيري» مادر شهيدان ‏محمود و ابراهيم آرامش روي دستان پرمهر مردمي كه خود را مديون شهدا مي‌دانند و تنها دلخوش به ذكر نام كوچه و خياباني از شهدا نيستند، به سمت محل تدفينش در بهشت‌زهرا(س) تشييع شد.
حضور انبوه تشييع‌كنندگان راوي يك فرموده از امام خامنه‌اي بود كه «نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگين‌تر و دردناك‌تر و تحمل‌طلب‌تر نبود، يقيناً كمتر نبود.» آنچه در پي مي‌آيد همكلامي با داوود آرامش برادر شهيدان محمود و ابراهيم آرامش در خصوص اين مادر و دو فرزند شهيدش است.

اگر موافق باشيد شروع گفت‌وگو را با معرفي خودتان و مادري آغاز كنيم كه دو شهيد را در دامن خود پرورش داده ‌است.
من داوود آرامش متولد۱۳۴۲ و برادر شهيدان محمود و ابراهيم آرامش هستم. ما شش برادر و دو خواهر همگي در يك خانواده مذهبي و متدين رشد كرده بوديم. مادرم «مرحمت گلشيري» بسيار مهربان بود. هميشه ما را به احترام به يكديگر سفارش مي‌كرد. كمك به ايتام و مستمندان از كارهاي هميشگي ايشان بود. خيلي از نيازمندان در زير بال و پرش بودند.‎ مرحومه گلشيري زني بود كه با تمام توان، نيازمندان و فقرا را از لحاظ عاطفي و مالي ياري مي‌كرد، در ۵۰ سال گذشته ‏كه وي در تهران زندگي مي‌كرد، تمام اقوام روستايي وقتي براي درمان به تهران مي‌آمدند، مرحومه علاوه بر پناه دادن آنها، ‏اين بيماران را به بيمارستان مي‌برد و ميزبان آنها بود تا وقتي كه حالشان كاملاً خوب شود.
مادر به قدري به كمك به مردم اهميت مي‌داد كه در اين مسير حتي اقدام به فروش فرش خانه‌اش كرد. گلشيري، مادر تمام دوستان ‏و آشنايان بود كه نمونه و اسوه‌اي براي زنان جامعه امروز به شمار مي‌رود. ايشان علاقه‌مند و دوستدار حقيقي ولايت و انقلاب بود. ما را به ولايي بودن و در مسير ولايت ماندن سفارش مي‌كرد. هميشه مي‌گفت گوش به فرمان رهبري باشيد. مي‌گفت ما هر چه داريم از ولايت داريم. ما شهدا را در راه اسلام و مملكت و ولايتمداري تقديم كرده‌ايم كه دست تجاوز نامردان را از كشور قطع كنيم. مادرم بسيار پاكار نظام بودند. ايشان اطاعت از رهبري را دليلي بر تداوم مسير برادران شهيدمان و همه شهدا مي‌دانستند. در نظر ايشان دوري از ولايت دوري و قطع رهروي مسير شهداست. گزافه نيست كه بگوييم درس عشق او محمود و ابراهيم را آسماني كرد.

از پدر شهيدان هم بگوييد، گويي ايشان مبارزات انقلابي هم داشتند.
پدرم، حاج علي‌صفر آرامش كارگر ساده كارخانه سنگبري بود كه قبل از انقلاب به تهران آمد. ما در كارخانه زندگي مي‌كرديم و پدر سرايدار كارخانه هم بود. روزها در كارخانه كار مي‌كرد و شب‌ها در كارخانه نگهباني مي‌داد و بسيار تلاش مي‌كرد تا رزق حلال به ما بدهد، چه زماني كه در روستا كشاورزي مي‌كرد و چه زماني كه كارگر كارخانه بود. پدرم بسيار زحمتكش بود و در پي رزق حلال روزهاي جمعه هم سر كار مي‌رفت تا هشت بچه را به خوبي سرپرستي كند.
پدر در تظاهرات ضدرژيم شاهنشاهي شركت مي‌كرد و روحيه انقلابي داشت. ايشان از دوستداران امام خميني(ره) بودند. والدين مان در سخت‌ترين شرايط بچه‌ها را بزرگ كرده و تربيت نمودند. هرچند براي آنها فرستادن بچه‌هايشان به ميدان نبرد و جنگ دشوار بود اما به هر حال وظيفه آنها كه در مسير ولايت بودند همين بود كه پشتيبان رهبري باشند و لذا به نداي رهبرشان لبيك گفتند.

شنيده‌ايم كه مقام معظم رهبري به منزل شما آمده بودند، از اين ديدار بگوييد.
حضرت آقا در سال ۱۳۷۰ به منزل‌مان آمدند. يك خاطره بسيار شيرين هم از آن روز در ذهنم مانده است. زماني كه امام خامنه‌اي به منزل ما تشريف آوردند مادر به قدري مات و مبهوت حضور ايشان شده بودند كه يادشان رفته بود از آقا پذيرايي كنند. مادرم درس ولايتمداري‌اش را در مكتب امام حسين(ع) آموخته بود كه توانست تا آخرين لحظه حياتش در راه ولايت بماند و اميدواريم كه همه ما عاقبت به خير شويم.

اولين برادر شهيدتان محمود چطور رهسپار جبهه‌هاي جنگ شد؟
محمود متولد ۱۳۴۶بود. جنگ كه آغاز شد، پس از شروع رسمي جنگ وقتي سنش به حدي رسيد كه بتواند اسلحه به دست بگيرد، ديگر تاب ماندن نداشت و راهي شد. ۱۵ سالش هم نشده بود كه به جبهه اعزام شد. از لحاظ اخلاقي بسيار مؤدب، مهربان و خوش‌اخلاق بود، عضو سپاه پاسداران بود و حقوقش را بين فقرا تقسيم مي‌كرد. بعد از شهادتش بسياري از كارهايش بر ما عيان شد. زماني كه برادر بزرگم براي گرفتن پيكرشهيد به نزد دوستان و همرزمانش رفته بود از زبان آنها خاطرات و شنيده‌هاي زيادي را برايمان نقل كرد. محمود زماني كه وارد خانه مي‌شد دست و پاي مادرمان را مي‌بوسيد. هميشه از پدر حلاليت مي‌طلبيد. خيلي به پدر و مادرم احترام مي‌گذاشت. ما رفتار‌هاي او را زياد درك نمي‌كرديم. هميشه از غيبت كردن پرهيز مي‌كرد، در زماني كه از كسي غيبت مي‌شنيد، در مرحله اول امر به معروف و نهي از منكر مي‌كرد، بعد اگر اعتنايي نمي‌شد، محل را ترك مي‌كرد. بسيار مهربان بود. براي دريافت رضايتنامه از پدر، زماني كه پدر خواب بود انگشتش را در استم زده و رضايتنامه رفتنش به جبهه را مهر كرده بود.

نحوه شهادت محمود آرامش چطور رقم خورد؟
او به همراه تعدادي از همرزمانش در دام كومله گرفتار و به عبارتي كمين مي‌خورند. هيچ راهي برايشان باقي نمي‌ماند. برادرم در مقر كوسه منطقه روستايي بوكان از ناحيه ران پا به شدت مجروح شده و بر اثر خونريزي شديد، در حالي كه ۱۰ماه از حضورش در جبهه‌هاي جنگ مي‌گذشت، به شهادت مي‌رسد. محمود يكي از همان نوزاداني بود كه امام خميني بدان‌ها اميد بسته بود. رهبركبير انقلاب بحق مي‌دانست كه آينده چه خواهد شد. محمود براي رضاي خدا رفت. بعد از اينكه خبر شهادت برادرم از طريق دوستانش رسيد من و پدرم به معراج شهدا رفتيم، پيكر ايشان را شناسايي كرديم و تحويل گرفتيم. چهره آرام برادر اينطور در ذهن تداعي مي‌كرد كه خوابيده است. آرام و نوراني شده بود. اگر چه ۱۶سال بيشتر نداشت اما بسيار درشت‌اندام بود. مراسم باشكوهي هم برگزار شد. همه مردم يكدل و يكصدا آمده بودند براي تشييع شهيدشان. شهيد متعلق به همه آنها بود. همانند مادرم كه مردم قدرشناس به خوبي در تشييع ايشان سنگ تمام گذاشته بودند.

از ابراهيم هم بگوييد او چند ساله بود كه به جبهه رفت؟
ابراهيم متولد ۱۳۴۸ و دو سال از محمود كوچك‌تر بود. ابراهيم هم قبل از اينكه ۱۵ سالگي‌اش تمام شود، راهي جبهه شد. پيش از آن نيز براي جبهه كمك مي‌فرستاد. اهل خدمت به محرومان بود. از ابتدا هم براي مستمندان توجه زيادي قائل بود. خوراكي مي‌فروخت و استفاده‌اش را براي رزمندگان ارسال مي‌كرد. در خانه خودمان هم مسقطي درست مي‌كرد وپولش را براي بچه‌هاي رزمنده مي‌فرستاد. معصوميت و پاكي ابراهيم همانند نوزادي بود كه تازه‌وارد اين دنيا شده باشد. شيرين و دوست‌داشتني بود. ويژگي‌هايش قابل توصيف نيست. ابراهيم وقتي از جبهه برمي‌گشت در خدمت پدر و مادرم بود. سعي مي‌كرد بهانه دست خانواده ندهد تا با حضورش در جنگ مخالفت كنند. بسيار زيرك و باهوش بود. ابراهيم كوچك بود اما براي همه ما بزرگي مي‌كرد. هميشه سفارش مي‌كرد رفتاري نكنيم كه دشمن شاد شويم. خيلي سفارش مي‌كرد كه پشتيبان ولي‌فقيه باشيم. مي‌گفت امام غريب است. امام را تنها نگذاريد.

اگر امكان دارد از نحوه شهادت ابراهيم هم بگوييد.
مادرم قبل از شهادت ابراهيم بسيار بي‌قرار بود، دل شوره عجيبي داشت. بي‌تابي مي‌كرد. ابراهيم غواص كربلاي۵ بود كه در كانال ماهي به شهادت مي‌رسد. پيكرش مدت‌ها در آب‌هاي درياچه مي‌ماند و بعد از چند روز پيكرش را به عقب برمي‌گردانند. پيكر ابراهيم به دليل بمباران‌هاي زياد كانال پخته شده بود به نوعي كه صورتش هم سوخته بود. يادم است لباس غواصي را در شرايط بسيار دشوار از بدنش جدا كرديم. به فتواي امام كه شهدا غسل و كفن ندارند پيكر شهيد را به خاك سپرديم. ابراهيم در سال ۱۳۶۵در شلمچه در عمليات كربلاي۵ در لباس غواصي در حالي كه ۱۷ سال داشت آسماني شد. مراسم شهيد چون مراسم برادر شهيدمان محمود، بسيار با شكوه برگزار شد. او به آرزويش رسيد و اينگونه از او جدا شديم.

حرف آخر.
همه برادرانم در انتخاب مسيرشان آزاد بودند. مسير درست را انتخاب ‌كردند و ما هم حمايت وكمك‌شان مي‌كرديم. آنها با وجود سن كم‌شان رشادت‌ها و شجاعت‌هاي كم نظيري از خود نشان دادند و همه را تحت‌تأثير كارهاي خود قرار داده بودند اما بايد اعتراف كنم كه همه شهدا شاخص هستند كه عاقبت شان شهادت شده است. همين كه خداوند مرگشان را با شهادت قرار داده، خود گواه بر اين امر است. دنيا مشتش را باز كرد، شهدا گل بودند ما پوج! خدا آن‌ها را برد، زمان ما را. شهداي ترور، دانشمندان هسته‌اي همه اينها پاك بودند و به حتم آرزوي شهادت داشتند. اگر غير از اين بود كه به اين سمت گرايش پيدا نمي‌كردند اما همان طور كه امام خامنه‌اي فرموده‌اند، مادران و همسران شهدا نيز نقش بس ارزنده‌اي در حماسه‌آفريني شهدا داشتند و چه خوب است كه همواره قدردان آنها باشيم.

راهيان نوري در شرق /بلوچستان ق اول

نمي دانم چرا اما علقه عجيبي به بلوچستان پيدا كرده ام نمي دانم به خاطر صحبت ها وبيانات امام خامنه اي است يا نه ؟!نمي دانم .....شايدبه خاطر حماقت هاي جاهلانه ريگي وامثالهم بوده و...نمي دانم اما ....

اما خوب مي دانم كه محروميت بلوچستان بيش از انكه انگشت اشارتي به سوي نظام داشته باشدبايد به سمت وسوي وهابيت برود كه مجدانه در تكاپويند تا فرهنگ تفرقه رابيش از هر چيزي در بين مردم خوب ودوست داشتني بلوچ ،سني وشيعه رواج دهند .

يادمان باشد كه ما خون داده ايم

يك بيايان مرد مجنون داده ايم

يادمان باشد پيام آفتاب

دستن ااهلان نيفتد انقلاب

/كاش كمي فكر مي كرديد كاش....