به یاد شهید برونسی وتمام زحمت کشان تفحص
|
| |
|
گروه تفحص سفر كردهام تا بجويم سرت را و شايد در اين خاكها پيكرت را من اينجايم اى آشناى برادر همان جا كه دادى به من دفترت را همان جا كه با اشك و اندوه خواندى برايم غزلوارهى آخرت را كجايى كه چندى است نشنيدهام من دعاهاى پر سوز و درد آورت را همين تپه را بايد آيا بكاوم كه پيدا كنم نيمهى ديگرم را تفنگت، پلاكت همين جاست اما نديديم تسبيح و انگشترت را تو را زنده زنده مگر دفن كردند كه بستند دستان و پا و سرت را پس از اين من اى كاش هرگز نبينم نگاه به درمانده مادرت را |

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11:57 توسط صغري خيل فرهنگ
|
بالای سرم عکس تورا نصب نمودم