گفت ما را هفت وادي در ره است...

صغري خيل فرهنگ

مقصدمان باغ موزه دفاع مقدس است و آن طور كه راهنمايي‌مان كرده‌اند، بهترين مسير، ايستگاه مترو حقاني است. از آن زيرزمين خنك مترو كه بيرون مي‌آئيم، زير آفتاب داغ تيرماهي دنبال مسير باغ موزه دفاع مقدس مي‌گرديم نه تابلويي و نه راهنمايي. پرسان پرسان مسير كوتاه مترو تا باغ موزه را طي مي‌كنيم كه از فاصله نه چندان دور گلدسته‌هاي سر به فلك كشيده مسجد جامع خرمشهر نمايان مي‌شود! اين مسجد درست در ابعاد واقعي مسجد جامع خرمشهر ساخته شده و حتي كوچكترين جزئياتش به شكل آن مهيا شده است. طوري كه براي لحظاتي حس مي‌كنيم در خرمشهر هستيم.
حريم باغ موزه دفاع مقدس از در همين مسجد آغاز مي‌شود. كمي منتظر آقاي قهري، مسئول رسانه‌اي روابط عمومي باغ موزه مي‌شويم. بازديد را از خود مسجد جامع آغاز مي‌كنيم. در واقع اين مسجد نقطه آغاز و انتهايي براي بازديدكنندگان است. شايد اين امر تاكيدي باشد تا عظمت قلب تپنده خرمشهر را با تمام وجود درك كنيم. مسجدي كه در دوره حصر خونين شهر و حتي بعد از آن براي خرمشهري‌ها حكم مادري مهربان را داشت.
اما اين بار مسجد جامع از جنوب كشور به شمال تهران آمده و شايد اگر شهيد آويني از اين مسجد شبيه‌سازي شده بازديد مي‌كرد، باز هم مي‌گفت:« اينجا هنوز داغ جنگ بر سينه دارد» چرا كه درون بندبند آجرهاي زرد رنگ آن حرف‌هاي ناگفته‌اي نهفته است؛ حرف‌هايي كه عطر خاك و باروت را توامان به مشام‌مان مي‌رساند. اين مسجد تاريخ را برايمان تكرار مي‌كند و از اينكه روزگاري تسكين دهنده زخم‌هاي روح و روان رزمندگان بوده، مي‌گويد و راز جاودانه شدنش را برملا مي‌كند. قهري مي‌گويد: «مسجد خرمشهر به گونه‌ای بنا شده که علاوه بر ساختار مسجد، سیستم نورپردازی ویژه‌ای وجود دارد که برای بیننده، نمایش اشغال و آزادسازي خرمشهر را به تصوير مي‌كشد. این بنای یادبود صرفا برای تماشا نیست، بلکه خود فضایی برای حضور و مشارکت جمعی در آیین عبودیت است. این مسجد که در مقیاس یک یکم ساخته شده، محلی است برای برپایی نماز و برگزاری مراسم‌های معنوی و مذهبی باغ موزه دفاع مقدس.»
پس از مسجد جامع به طرف فضاي بيروني باغ موزه مي‌رويم. فضاي سرسبز زيباي باغ چشم هر بننده را خيره خود مي‌كند. تا آنجا كه دانش گل و گياه من اجازه مي‌دهد آنجا را مملو از درختان هرس شده‌اي مي‌بينم كه علاوه بر ايجاد زيبايي بصري، سايه‌اي مهربان را بر سر عابران پهن كرده‌اند.  بوداغ، ارغوان، زيتون تلخ، افراي سرخ، لاوسون، اقاقيا، ياس هلندي، ورنياي پيوندي، بامبو، مگنوليا، تاكسوس، شمشاد طلايي و بيد مجنون گياهان زيبايي هستند كه جلوه چشم‌نوازي به باغ بخشيده‌اند.
قهري در خصوص فضاي سبز باغ موزه مي‌گويد:« 400 گونه گياهي در مسير يك كيلومتري باغ موزه دفاع مقدس را مي‌توان كلكسيوني كامل و جامع از گونه‌هاي گياهي هميشه سبز و مقاوم دانست. البته 90درصد گونه‌هاي گياهي موجود در اين مسير، دارويي هستند.» گياهان دارويي موجود در باغ موزه تلنگري است تا يادمان باشد كه ارتباط معنوي با شهدا هم خاصيت شفا بخشي دارد. در اين محيط سرسبز با آن گونه‌هاي گياهي متفاوت، تانك‌ها، توپ‌ها و هواپيماهاي جنگي واقعي به رديف چيده شده‌اند. آن گاه كه در دشت‌هاي بي‌آب و علف جنوب و كوهستان سرد و خشك غرب كشور رزمندگان ما دليرانه مقابل دشمن ايستادند و ايستادگي كردند حالا پس از گذشت سال‌ها، پرده‌اي زيبا از دوران دفاع مقدس مقابل ديدگانمان به تصوير كشيده‌اند كه حاصل آن ‌شده اين همه سرسبزي و سرافرازي و امروز اين گياهان سبز و مقاوم نماد آن مقاومت‌هاي خالصانه هستند.
ميانه راه سري به درياچه باغ موزه مي‌زنيم. درياچه‌ خالي از آب است و به گفته قهري براي ماه رمضان دوباره پر از آب مي‌شود و برنامه شب‌هاي شيدايي در ماه مبارك كنار درياچه برگزار مي‌شود.
كتابخانه تخصصي

با گذشت از فضاي بيروني باغ به فضاي سرپوشيده موزه قدم مي‌گذاريم. راهروي نسبتا طولاني را طي مي‌كنيم كه در انتها به كتابخانه تخصصي دفاع مقدس ختم مي‌شود. اين كتابخانه یکی از مهمترین بخش‌های موزه دفاع مقدس است که با هدف ایجاد جامع‌ترین کتابخانه تخصصی در حوزه دفاع مقدس و تأمین نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران و علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ ارزشمند این دوران و همچنین ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در این حوزه بنیان گذاشته شده است. راهنماي ما در خصوص اين كتابخانه تخصصي مي‌گويد: «اندكي پس از پايان جنگ تحميلي فعالیت‌های ادبی در حوزه دفاع مقدس آغاز شد، اما گردآوري همه اين آثار در يك مجموعه تاكنون صورت نگرفته بود. بنابراين مهمترین مرحله ایجاد کتابخانه تخصصی موزه دفاع مقدس، مرحله مجموعه‌سازی آن بود؛ چرا که دسترسی و دستیابی به منابعی که در طول بیش از سه دهه، تألیف و منتشر شده‌اند، کاری بسیار دشوار و سنگین است و همتی عالی و انگیزه‌ای الهام گرفته از روحیه خستگی‌ناپذیر رزمندگان دوران دفاع مقدس را طلب می‌کرد.» وي ادامه مي‌دهد:« در اين كتابخانه مجموعه‌ای کم‌نظیر با حدود 12000 عنوان کتاب و آثار غیر‌کتابی، شامل کتاب‌های فارسی، لاتین و عربی، پایان نامه‌ها، اطلس‌های جنگ ایران و عراق، لوح‌هاي فشرده، نشریات ادواری و آرشیو مجلات گردآوري شده است.»
در لابه‌لاي كتاب‌هاي کتابخانه تخصصی موزه علاوه بر حوزه دفاع مقدس، محورهای موضوعی انقلاب، مقاومت و پایداری، جنگ، اسلام، تاریخ ایران و سیاست نیز ديده مي‌شود و در فضایی بالغ بر 700 متر مربع با یک سالن مطالعه، مخازن کتاب و آثار غیر‌کتابی و نیز بخش‌های فراهم‌آوری، پایان‌نامه‌ها، مرجع، نشریات، امانت و سالن‌های جانبی، آماده ارائه خدمات به اعضای هیأت علمی، دانشجویان، پژوهشگران و سایر مراجعین و علاقه‌مندان است.
هفت مرحله سير و سلوک
پس از بازديد از كتابخانه تخصصي خود را براي تماشاي موزه آماده مي‌كنيم. با راهنمايي قهري متوجه مي‌شويم ساختمان اين موزه 7 تالار دارد. عددي كه ناخودآگاه ذهن آدمي را به هفت مرحله (شهر) سير و سلوك عرفاني عطار نيشابوري مي‌برد، «گفت ما را هفت وادی در ره است  چون گذشتی هفت وادی، درگه است»
نگاهي به اطراف مي‌اندازيم، بازديدكنندگاني را مي‌بينيم كه به صورت گروهي آمده‌اند و راضي به نظر مي‌رسند. با قهري هم مسير مي‌شويم تا از اين هفت وادي گذر كنيم. با ورود به قسمت پيشخوان موزه وارد تالار پروانه‌ها مي‌شويم كه در آنجا تنديس‌ شهداي معروفي چون حسن باقري، صياد شيرازي، باكري، همت، دوران و ... را مشاهده مي‌كنيم. اين تالار روايت پروانه‌هايي است كه برخي در آتش عشق‌شان ذوب شدند و برخي در آتش جاماندنشان هر روز ذوب مي‌شوند. در واقع قسمت پيشخوان موزه سفر سير و سلوك را به هشت مرحله تبديل مي‌كند كه يادآور دوران هشت سال دفاع مقدس است.

همچنين راويان جواني را مي‌بينيم كه مشغول توضيح بخش‌هاي مختلف براي مخاطبان هستند. قهري در خصوص راويان باغ موزه مي‌گويد:« اين افراد با گذراندن دوره‌هاي آموزشي لازم در اين مجموعه مشغول به فعاليت شدند. همچنين ما راوياني داريم كه مسلط به زبان انگليسي، عربي و فرانسوي هستند كه براي بازديدكنندگان غير ايراني بخش‌هاي مختلف را توضيح مي‌دهند.» فرصت را غنيمت مي‌شماريم و با يكي از راويان هم‌صحبت مي‌شويم. نفيسه شاهي‌نوري، يكي از راويان اين مجموعه است. او در خصوص حرفه‌اش مي‌گويد: « بعد از يك دوره سه ماهه آموزشي شامل آشنايي با دفاع مقدس، سيره شهدا، عمليات‌ها و مسائل تحليلي جنگ از طرف باغ موزه دفاع مقدس، براي آشنايي با مناطق عملياتي عازم جبهه‌هاي جنوب و غرب شديم كه در ماه‌هاي آتي تا به امروز به عنوان روايت‌گر مناطق عملياتي همراه با كاروان‌هاي راهيان نور مي‌شويم. پس از آن كارگروه‌هاي پژوهشي با هدف ارائه‌ي مقالات تخصص و علمي تشكيل شد و دوره‌هاي مختلف ارائه عمليات‌ها و خاطره‌گويي در برنامه‌ريزي‌مان گنجانده شد. در اين بين راوياني كه نقش مترجم را هم دارا هستند، عهده‌دار ترجمه‌ي مضامين فارسي به زبان‌هاي انگليسي، عربي و فرانسوي شدند و امروزه بازديدكنندگان خارجي با همراهي مترجمين تالارهاي موزه را به طور كامل بازديد مي‌كنند.»
شاهي نوري كارشناس مترجمي زبان فرنسه است و در خصوص روايت براي بازديدكنندگان خارجي مي‌گويد:« من براي بازديدكنندگان فرانسوي بخش‌هاي مختلف را شرح مي‌دهم اما به طور كل بازديدكنندگان خارجي پس از بازديد بسيار احساس رضايت دارند حتي برخي از آنها مي‌گفتند تا پيش از تماشاي موزه، هميشه ايرانيان را مقصر اصلي جنگ مي‌دانستند اما با ديدن بخش‌هاي مختلف اين تصور به طور كل از بين رفت و بيشتر به حقانيت دفاع مقدس پي مي‌بريم. مردم كشور خودمان هم سلايق كلاسيكي دارند كه كارهاي حجيم را بيشتر مي‌پسندند.» بخش‌های مختلف موزه به گونه‌اي طراحي شده كه آدمي را واقعا به دل تاريخ مي‌برد و با واقعيات جنگ روبرو مي‌كند، چرا كه برخي فضاها و ميدان‌هاي جنگ به شكل كاملا ملموس به تصوير كشيده شده است. گروه سه نفره ما مي‌رود تا از لا‌به‌لاي هفت تالار، صفحات تاريخ را ورق بزند.
تالار آستانه
آستانه، نام تالار اول است و كار ما از اينجا آغاز مي‌شود. اولين تالار را با تماشاي نقشه ايران كه بر صفحه‌اي كاغذي روي ديواري بزرگ نصب شده، شروع مي‌كنيم و قرار است تا دقايقي ديگر تاريخ انقلاب و دوران دفاع مقدس اين نقشه را در باغ موزه دفاع مقدس مرور كنيم و ببينيم در اين مرز و بوم چه گذشته و دلير مردان اين سرزمين چه كرده‌اند؟ ادامه مسير را با گذر از راهرويي كوتاه و باريك اما پر از حرف، سپري مي‌كنيم و ناگهان انگار به قعر تاريخ كشيده مي‌شويم. در واقع پيش از اينكه به سال‌هاي دوران دفاع مقدس برسيم بخشي از تاريخ انقلاب را از نظر مي‌گذرانيم. به روزهايي مي‌رويم كه مردم علیه نظام شاهنشاهی قيام مي‌کردند. آستانه، صداي اعتراض و تظاهرات‌ مردم عليه استبداد را به گوشمان مي‌رساند. اين وادي از پیروزی انقلاب اسلامی تا آغاز جنگ تحمیلی را برايمان به نمایش می‌گذارد. آستانه مجموع وقایع انقلاب اسلامی را از ابتدای آن تا زمان پیروزی، تبعید حضرت امام خمینی(ره)، قیام پانزدهم خرداد، قیام نوزده دی ماه، وقایع 17 شهریور و رفتن محمدرضا پهلوی به تصوير مي‌كشد. چندين صفحه نمايش وجود دارد كه فيلم‌ جشن‌هاي شاهنشاهي و همه وقايع مهم سال‌هاي 42 تا 57 را براي تماشاي علاقمندان به معرض نمايش قرار داده است. در دیوار اولین تالار باغ موزه دفاع مقدس شرح مختصری از وقایع انقلاب و تصویری گذرا از تاریخ قبل از انقلاب اسلامی ایران، یعنی از زمان قیام مردم قم تا پیروزی انقلاب و برگزاری رفراندوم در سال 58 روایت می‌شود. روایتی با استفاده از تصاویر و افکت‌های نور که توجه هر مخاطبی را به خود جلب می‌کند.
در واقع تالار آستانه مي‌خواهد با مجموعه‌ای از تصاویر ثابت و متحرک سخنرانی‌ها، نامه‌ها،قراردادهای بین‌المللی،عزل و نصب‌ها و وقایع ایران در زمان قاجاریه و پهلوی آن بخش از تاریخ را که زمینه‌ساز اصلی پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی است، برای مخاطبانش به تصویر بکشد.
تالار حیرت و حقانیت                                      
آستانه را پشت سر مي‌گذاريم و وارد وادي حيرت و حقانيت مي‌شويم. اين تالار ابتدا به قطع رابطه با آمريكا و تسخير لانه جاسوسي اشاره مي‌كند و در دومين مرحله، تصویری بزرگ از صدام را می‌بینيم که مدام در حال پاره کردن قرارداد 1975 الجزاير به منظور حمله به ايران است. با دیدن این تصویر وارد تالاری می‌شويم که در آن آغاز تهاجم در نقاط مرزي به نمایش گذاشته می‌شوند.                                                                                                                                      در تالار حیرت و حقانیت تصاویر به سرعت می‌گذرند اما در اذهان جا خوش مي‌كنند. با ديدن ديوار هجوم سراسري انگار همین حالا اتفاقات به وقوع مي‌پيوندد، انگار جنگ همین حالا شروع می‌شود. در این تالار فضاي جنگ را از نزديك لمس مي‌كنيم تا جايي كه حتي نسل جديدي كه جنگ را نديده آن روزهاي به يادماندني را از نزديك درك مي‌كند. در بخشي از اين مرحله صحنه‌هاي حمله به خرمشهر، بسيار وقعي و ملموس تجسم شده است. كلاس درسي كه به دليل بمباران نيمه‌كاره رها شده و كاسبي كه دشمن محل كسب و كارش را ويران كرده و خانه‌اي كه ساعتش متوقف شده و درهم ريختگي و سكوتي تلخ سراسر آن را فراگرفته است؛ همه اينها صحنه‌هاي بازسازي شده‌اند و جالب آنكه همگي در ابعاد واقعي و از روي عكس‌هاي دوران دفاع مقدس جزء به جزء و مو به مو بازآفريني شده‌اند.
 اما در جايي ديگر اتاق تاريكي را تعبيه كرده‌اند به نام اتاق بمباران. اين اتاق فيلمي را به ما نشان مي‌دهد كه از يك روز آرام در سال 66 در محله خاني‌آباد حكايت مي‌كند. روز آرامي كه همه اهالي در آرامش به سر مي‌برند و زندگي روزمره را سپري مي‌كنند، دختربچه‌اي لي‌لي بازي مي‌كند و زني با ناني تازه مي‌رود تا يك صبح زيبا را در خانه آغاز كند و در اين بين صداي راديو به گوش مي‌رسد كه مجري، برنامه‌اش را اجرا مي‌كند و در ميان همه اينها ناگهان صداي و تصوير جنگندهاي دشمن از راه مي‌رسد و بعد تمام اتاق با سنسورهايي كه در كف آن قرار داده شده به لرزه درمي‌آيد. لحظه‌اي واقعا تصور مي‌كنم كه بمباران شده، دقايقي نمي‌گذرد كه صداي «يا زهرا» به گوش مي‌رسد همه آرامش شهر بر باد رفته است...
در بخشي از اين تالار تصاويري از زنان و كودكان خرمشهر را مي‌بينيم كه بار خود را بسته‌اند و شهر و ديارشان ترك مي‌كنند و آواره شهرهاي ديگر مي‌شوند و ما هم كم‌كم با بهت و حيرت دومين تالار را ترك مي‌كنيم.                                                 

تالار  دفاع    
وادي سوم رنگ و بوي ديگري به خود گرفته است. در اين تالار جنگ تحميلي آغاز شده و اوضاع كشور چندان خوب نيست و ما سكوت رسانه‌اي را مي‌بينيم كه اصلا به موضوع جنگ عراق عليه ايران نمي‌پردازند، اما از آنجا كه پير فرزانه‌اي سكان هدايت كشور را در دست داشت كم‌كم فضاي كشور از حالت التهاب خارج و آرامش جاي آن را مي‌گيرد. در تالار سوم روايت دفاع به تصوير كشيده مي‌شود. دفاعی که 8 سال به طول انجامید و در جریانش نسل‌های ‌مختلف پير و جوان،‌ زن و مرد همه و همه حضور داشتند. این تالار روایتگر روزگاری است که مردم ایران یکپارچه به دفاع از کیان مملکت پرداختند تا ذره‌ای از خاک پاک ایران به دست دشمنان نیفتد. در اين منزل سنگرهايي فراهم كرده‌اند كه بازديدكننده را به فضاي سرد و استخوان‌سوز سنگرهاي كوهستان‌هاي غرب مي‌برد و درست در همان نزديكي سنگري است كه داغي و گرماي جبهه‌هاي جنوب را در ذهن تداعي مي‌كند.
در واقع مجموعه اسناد موجود در اين تالار دال بر حقانیت دفاع ایران در این جنگ و اثبات متجاوز بودن ارتش بعث است. وادي روايت دفاع، شكل‌گيري نيروهاي مردمي را براي حضور در ميادين نبرد به ما نشان مي‌دهد و با دیدن تصاویری از تاریخ ایران و سردارانی که در راه دفاع از مرز و بومشان دليرانه پیش رفتند، خود را براي ورود به تالار بعدی آماده می‌كنیم.

تالار آرامش و مقابله
بعد از گذشت ايام سخت و دلهره‌آور حالا بايد روزهاي خوب فرا برسند و جوانان ایران قدرت خود را به دشمن متجاوز ثابت كنند و در حقيقت دفاع تاكتيكي‌شان را به رخ دشمن بكشند. با چنين ديدگاهي خود را در تالار آرامش و مقابله مي‌بينيم. با گذر از بهت و حيرت ابتداي جنگ، كم‌كم اوضاع سامان گرفت و نيروهاي نظامي و مردمي با تمركز بيشتري جنگ را ادامه مي‌دهند. در اينجا حالت انفعال آغازین به سرعت از بین رفت و ابتکار عمل به سرعت دست رزمندگان اسلام افتاده است. فرایند مهندسی جنگ و طراحی عملیات و ملزومات فنی و پشتیبانی آن آغاز شده و عملا شرایط به سمتی مي‌رود که ایران توانسته كنترل جنگ را به دست بگیرد. فرماندهي درست در جنگ، دليل نام گذاري اين وادي است، چرا كه تدبير به موقع و به جاي آنها بود كه آرامش را در فضا حاكم مي‌كند.
از مهمترین وقایع موثر در این دگرگونی وضعیت، می‌توان به عملیات شكست حصر آبادان اشاره کرد که به دنبال آن یک سلسله عملیات نظامی پی در پی شروع شد. در منزل چهارم باغ موزه، حس پیشروی و پیروزی از راه تجدید سازماندهی نیروها، وفاق ملی، انتظام شهرها و اقتدار در جبهه و شهرها به بازدیدکننده انتقال می‌یابد. بازدید کننده به صورت کاملا ملموس شاهد آرامش در جبهه‌ها و مقابله ايران برابر دشمن را درك مي‌كند. در اين تالار سنگر‌هاي محقر فرماندهان را مي‌بينيم كه سادگي فرماندهان جنگ را برايمان يادآوري مي‌كند. پس از ورود به قسمت نقش فرماندهان در جنگ، خود را میان تصاویری سه بعدی مشاهده مي‌كنيم تا بدانيم آرامش امروزمان مديون از جان‌گذشتگي‌هاي چه افرادي است. پس از چند لحظه فضای تالار تغییر می‌کند و روایتی از اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی کشور برای بیننده عنوان می‌شود تا بازديدكننده را کاملا در جریان شرایط آن روزهای ایران قرار دهد. در كنار همه اينها بخشي از كمك‌هاي مردمي كه در دوران دفاع مقدس به بانك مركزي به نمايش گذاشته شده كه در ميان آنها النگوها و گردنبندهاي زنانه، ساعت مچي و ... ديده مي‌شوند.                                                                                                                                     مهندسی جنگ، طراحی و اجرای عملیات جنگی، جنگ شهرها، اسرا و آوارگان عراقی از مهمترین موضوعاتي است كه در تالار آرامش و مقابله به آنها پرداخته شده است. در این بخش فيلم هولوگرام‌شو شهید آوینی نمایان شده كه روایت خرمشهر تا زمان شهادت اين شهيد را برایمان بازگو می‌کند.
تالار شهادت
                   
با گذر از پلي به منزله پل صراط كه باز آفريني بخشي از پل معلق خيبر است و هنگام راه رفتن زير پاي‌مان لق مي‌زد، قدم به تالار هنر مردان خدا يعني شهادت گذاشتيم. مرداني كه استوار و سرافراز ايستادند تا صحنه‌ي يكتاي هنرمندي خود را به يادگار بگذارند. مرداني كه رفتند تا ما امروز با آرامش زندگي كنيم امروزي كه كوچه‌ها و خيابان‌هاي‌مان با نام آنها مزين شده است. وقتي روي پل راه مي‌رفتيم بالاي سرمان موجي از پلاك‌هاي آويزان رزمندگان به چشم مي‌خورد كه جلوه خاصي به آنجا بخشيده بود. وادي روايت شهادت ابعاد انساني جنگ را پيش رويمان به تصوير مي‌كشد. بعد از روايت دفاع و آرامش و مقابله حالا نوبت به بررسي ابعاد انساني دوران دفاع مقدس مي‌رسد. تالار پنجم،جایگاه شهدای هشت سال جنگ تحميلي است. با هر قدم بر روی این پل، تصاویر شهدای دوران دفاع مقدس در اطراف آن نمایان می‌شود. گویی به سلامت از پل صراط عبور كرده‌اند. اما آنانی که از پیش رویشان می‌گذرند بیم آن را دارند که هر لحظه زیر پایشان خالی شود.
در اين وادي ضمن اشاره به دو موضوع شهید و شهادت، جایگاهی برای نام تمامی شهیدان دفاع مقدس پیش بینی شده است. وقتی بازدیدکننده از کنار آن می‌گذرد نام‌هاي بسياري به سرعت مقابل چشمانمان صف مي‌كشيد. نام مردانی که در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل به شهادت رسیدند اما نام و یادشان براي همه زمان‌ها جاودانه شد.
تالار پنجم، جانبازان را از ياد نبرده است. در بخشي از اين تالار با الهام از فرهنگ عاشورا و در فضایی روحانی به ارتباط نهضت امام حسین(ع) و انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌پردازد.

تالار پیروزی
پس از گذر از مرحله آستانه، ‌حيرت و حقانيت، دفاع، آرامش و مقابله و شهادت حالا بايد طعم شيرين پيروزي را مزه‌مزه كنيم. تالار ششم وادي پيروزي را برايمان روايت مي‌كند. ورق زدن صفحات تاریخ حکایت از جنگ‌هایی می‌کند که به کشور عزیزمان تحمیل شده‌اند، اما یا به دلیل ناتوانی و عدم صلاحیت مسئولان مملکتی یا به دلیل بی‌کفایتی در اداره جنگ بخش‌هایی از خاک این سرزمین را از دست داديم. اما در ميان آن جنگ و جدل‌هاي تاريخي، جنگ تحميلي دوران دفاع مقدس قصه‌اي ديگر را حكايت مي‌كند. جایی که فرماندهان دینی و ولایی و فرمانبری اعتقادی و ارزشی، دلاوری‌هایی رقم زدند که با وجود حمايت همه جانبه دنيا از ارتش بعث عراق حتي يك وجب از خاك كشورمان جابه‌جا نشد.
در ششمين وادي اين سير و سلوك شرحی از شرایط آخرین سال جنگ نیز روایت می‌شود. آخرین سال جنگ و پیامدهای آن، جلوه‌های پیروزی، پس از جنگ و سرانجام صدام، دیکتاتور عراق از موضوعات نمایشی تالار پیروزی است. در این تالار تصوير دوگانه‌اي از صدام مي‌بينيم ابتدا به سرنوشت محتوم او و حمایت بین‌المللی از صدام در طول 8 سال دفاع مقدس اشاره می‌شود، همچنين نیروهای نظامی و غیر نظامی درگیر در جنگ معرفی مي‌شوند و نهایتا فعالیت‌های گروهک‌ منافقین به خصوص در عملیات مرصاد و همچنين برملا شدن توطئه منافقین و پیروزی غیور مردان وطن بر آنان از دیگر مسائلی است که در تالار پیروزی ارائه می شود.
تالار روایت از سرانجام     
       
آخرين وادي "سرانجام" است. سرانجام آخرین پرده از روایتی است كه شش وادي از آن را پشت سر گذاشتيم. هر آغازي پاياني دارد و پايان اين سفر ديدني برايمان از سرانجام جنگ، آرامش و زندگی بنیانگذار جمهوری اسلامی،حضرت امام خمینی(ره) مي‌گويد. هفتمین منزل با شرح واقعه جان سوز ارتحال بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و نمایی از بالکن حسینیه جماران در حالی که نوری زیبا و چشم نواز بر آن مي‌درخشد، آغاز می‌شود و مقابل آن آيينه‌اي قرار دارد كه امتداد تاريخ را نشان مي‌دهد. درون آن تصوير صندلي خالي رهبرمان را مي‌بينيم اما در ادامه قرائت وصیت‌نامه سیاسی- الهی حضرت امام(ره) توسط امام خامنه‌ای و مباحثی مربوط به انتخاب رهبری در اجلاس فوق‌العاده مجلس خبرگان که با رأی اکثریت قاطع نمایندگان خبرگان منجر به انتخاب حضرت آقا به عنوان ولی امر مسلمین و رهبر معظم انقلاب اسلامی شد. به نمايش گذاشته شده است.
در اين تالار دستاوردهای دفاع مقدس از نظر حضرت امام خمینی(ره) همراه با صحنه‌هایی از تظاهرات مردم در 22 بهمن تا زمان حال به عنوان مظاهر تداوم حضور مردمي در صحنه روی این تالارها نقش بسته است. این تالار با انتقال رهبری از حضرت امام(ره) به جانشین‌شان آغاز می‌شود و سپس دستاوردهای دفاع مقدس بر اساس صحیفه نور و دیگر دستاوردهای علمی، نظامی و پزشکی متأثر از روحیه دفاع مقدس در جامعه و حضور همیشگی و پر شکوه مردم ایران اسلامی در تظاهرات هر ساله 22 بهمن، به نمايش درمي‌آيد.
در انتهاي وادي سرانجام باز هم نقشه ايران را مي‌بينيم اما در شكل و قالبي‌ ديگر. اين بار نقشه فلزي است و بيننده متوجه مي‌شود اين نقشه با گذر از مراحل سير و سلوك مقاوم شده و جنسش از كاغذ به فلز تبديل شده و توطئه و نيرنگ دشمنان اثري بر آن ندارد. هنگام مشاهده اين نقشه فلزي، ناخودآگاه اين بيت نادر ابراهيمي را با خود زمزمه مي‌كنم: « ما براي آنكه ايران گوهري تابان شود    خون دل‌ها خورده‌ايم، خون دل‌ها خورده‌ايم»